معنی
«ناگزیر» صفتی به معنای اجتنابناپذیر، چارهناپذیر و ضروری است. همچنین در نقش قیدی به معنای «از روی ناچاری و اجبار» در جملات به کار میرود.
یعنی چه
این واژه نشاندهنده موقعیت یا سرنوشتی است که انسان در برابر آن هیچگونه اختیار، انتخاب یا راه فراری ندارد و وقوع آن قطعی است.
مترادف
واژههای هممعنی این کلمه همگی بر مفاهیم جبر، اضطرار و حتمی بودن دلالت دارند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با ضمه روی حرف گاف به صورت (nāgozir) است.
در جدول
کلمه «ناگزیر» دقیقاً ۶ حرف دارد و معمولاً در جدولها به عنوان پاسخ طراحان برای راه چاره نداشتن یا مجبور بودن استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی که مفهوم حتمی بودن و عدم امکان دوری از موقعیت را میرسانند، معادل این کلمه هستند.
به عربی
در زبان عربی ترکیبات نفیاً برآمده از عدم وجود مفر و راه فرار بهترین معادل برای ناگزیر هستند.
به فارسی
این واژه کاملاً فارسی و اصیل است؛ ساخته شده از پیشوند نفی «نا-» + «گزیر» (از مصدر پهلوی گزیردن به معنی چارهجویی و دوری کردن) که در مجموع مفهوم «بیراهِ گریز» را میسازد.
نماد چیست
از نظر معناشناسی و انتزاعی، این واژه نمادی برای مفهوم تقدیر، جبریت، قوانین حاکم بر طبیعت و موقعیتهایی است که فراتر از اراده و اختیار انسان رقم میخورند.
جمعبندی و توضیح کامل ناگزیر
واژه «ناگزیر» یکی از کلمات اصیل، فصیح و پرکاربرد در زبان و ادبیات فارسی است که از لغتنامههای کهن تا به امروز اعتبار خود را حفظ کرده است. این کلمه از ترکیب پیشوند نفی «نا» و واژه «گزیر» به معنای چاره و راه فرار ساخته شده و در کل به معنای موقعیت یا جریانی است که انسان در برابر آن هیچگونه اختیار یا راه فراری ندارد.
در اشعار بزرگان از جمله شاهنامه فردوسی، این کلمه بارها برای توصیف گردش روزگار و قوانین تغییرناپذیر طبیعت به کار رفته است؛ آنجا که میفرماید: «چنین است کردار این چرخ پیر / به هر چ او بگردد بود ناگزیر». این واژه چه در نقش صفت و چه در نقش قید، بازتابدهنده مفهوم تسلیم در برابر حقایق حتمی زندگی است.