معنی
فشار در مفهوم عام و فیزیکی به معنای نیرویی است که بر اثر سنگینی، تراکم یا دگرگونی بر سطح یا چیزی وارد میشود. در مفهوم مجازی و معنوی نیز به حالات رنج، مضایقه، سختی و تحمیل اراده بر کسی اشاره دارد. همچنین در متون کهن گاه با تلفظ فُشار به معنی بیهودهگویی نیز به کار رفته است.
یعنی چه
این واژه یعنی پدید آمدن حالت انقباض، محدودیت یا اجبار در یک سیستم فیزیکی یا موقعیت انسانی؛ به طوری که آزادی حرکت یا آسودگی را سلب کند و وضعیت را تحت تأثیر نیرویی بیرونی یا درونی قرار دهد.
مترادف
واژههای فوق در بافتهای فیزیکی، روانی و اجتماعی میتوانند به جای کلمه فشار استفاده شوند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده نبودِ نیرو، باز شدن یا رهایی از وضعیت محدودکننده هستند.
هم خانواده
کلماتی که از یک ریشه اشتقاق یافته یا با آن ترکیب شدهاند.
ریشه
این واژه کاملاً پارسی است و از فارسی میانه (پهلوی) afšurdan و ریشهٔ قدیمیتر پروتو-ایرانی مرتبط با فعل «فشردن» (به معنی فشرده کردن و دستافشار کردن) به دست آمده است.
جمله سازی
به انگلیسی
بسته به متن و بافتار علمی یا عمومی، از واژگان متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
خود کلمه فشار در متن عربی قرآن نیست، اما مفاهیمی مثل إکراه (لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ) به وفور یافت میشوند.
نماد چیست
در علوم تجربی و فیزیک، فشار را با حرف بزرگ $P$ (برگرفته از واژه Pressure) نمایش میدهند. واحد سنجش استاندارد آن در سیستم بینالمللی یکاها (SI) پاسکال ($Pa$) نام دارد.
جمعبندی و توضیح کامل فشار
واژه «فشار» یک کلمه اصیل و کهن ایرانی است که ریشه در زبان پهلوی دارد و در اصل به معنای فشردن و متراکم ساختن اجسام است. این کلمه کاربرد دوگانهای در زبان فارسی پیدا کرده است؛ از یک سو در مباحث علمی و فیزیکی به نیروی عمودی وارد بر واحد سطح اشاره دارد و از سوی دیگر در ابعاد روانشناختی و اجتماعی، نمایانگر موقعیتهای سخت، تنگناهای زندگی، استرس و اجبارهای تحمیلی است.
در ساختار جدول و لغتنامه، این واژه ۴ حرفی به دلیل داشتن مترادفهای فراوان نظیر سختی، ضغطه و جبر و متضادهایی چون گشایش و رهایی، نقشی کلیدی در درک مفاهیم متقابل فیزیکی و استعاری ایفا میکند. چه در بررسی نمادهای علمی مانند پاسکال و چه در واکاوی مفاهیم قرآنی معادل آن مثل اکراه، معنای بنیادین آن که همان محدود کردن و نیرو وارد آوردن است، همواره حفظ میشود.