معنی
واژه خوار در زبان فارسی امروز بیشتر به معنای فرد یا چیز ذلیل، فرومایه، حقیر و بیمقدار به کار میرود. در ادبیات کهن فارسی گاهی به معنای آسان و سهل نیز آمده است. همچنین این واژه ریشهای عربی (خُوار) نیز دارد که به معنی بانگ و صدای گاو یا گوساله است.
یعنی چه
وقتی کسی یا چیزی خوار شمرده میشود، یعنی از نظر ارزش، اعتبار و جایگاه اجتماعی سقوط کرده و مورد تحقیر یا بیتوجهی قرار گرفته است. این کلمه بار معنایی منفی داشته و نشاندهنده ضعف یا شکست است.
مترادف
کلمات فوق همگی در معنای پستی، کاهش ارزش و تحقیر با خوار اشتراک دارند.
متضاد
این واژهها دقیقاً نقطه مقابل مفهوم ذلت و بیارزشی هستند و بر عزت و بزرگی دلالت دارند.
جمله سازی
تلفظ
در زبان فارسی حرف «و» در این کلمه خوانده نمیشود و مانند «خار» (تلفظ: xār) ادا میگردد. اما در زبان عربی و قرآنی با ضمه روی خاء و تلفظ واو خوانده میشود (خُوار / xuwār).
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه خوار به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «ذلیل»، «پست» یا «صدای گاو» به کار میرود و دقیقاً ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
این کلمات انگلیسی بسته به لحن و متن، معادلهای دقیقی برای رساندن مفهوم ذلت و فرومایگی هستند.
به عربی
اگر منظور صفت ذلت باشد از واژههای حقیر و ذلیل استفاده میشود، اما خود واژه خُوار در عربی اصیل به معنای بانگ گاو است.
به فارسی
در برگردان واژگانی و ریشهشناسی فارسی میانه (پهلوی)، این واژه به صورت xvār به کار میرفته و ریشههای اصیل آن به مفاهیمی چون سبکی، بیارزشی و حتی آسانی پیوند میخورد.
جمعبندی و توضیح کامل خوار
واژه «خوار» از کلمات کلیدی و پرکاربرد در ادبیات و زبان فارسی است که در گذر زمان بارهای معنایی متفاوتی را به خود گرفته است. در زبان فارسی امروز، این واژه صفت مشبهه به شمار میرود و دلالت بر فرد یا پدیدهای دارد که دچار ذلت، پستی، بیاعتباری و سقوط جایگاه شده است. با این حال، در ادبیات کهن فارسی، این واژه گاه به معنای «آسان و سهل» نیز استفاده میشده که امروزه این کاربرد منسوخ یا بسیار کمرنگ شده است.
از سوی دیگر، این واژه یک همنام دقیق در زبان عربی دارد که با تلفظی متفاوت (خُوار با ضمه) در قرآن کریم نیز به کار رفته است. در متن قرآن، این کلمه اصلاً به معنی ذلیل یا پست نیست، بلکه دقیقاً به معنای «بانگ و صدای گاو» است که در داستان گوساله سامری به صدای این تندیس طلایی اشاره دارد. بنابراین شناخت دقیق متن و ریشه کلمه اهمیت بالایی در درک معنای آن دارد.
نکته املایی مهم در مورد این واژه، تمایز آن با پسوندِ «خوار» (از مصدر خوردن مانند زمینخوار یا سالخورد/خوردن) و واژه «خار» (تیغ گیاه) است. واژه خوار به معنای ذلیل دارای واو معدوله است که نوشته میشود اما خوانده نمیشود و نمادی از تحقیر یا ضعف انسانی در ادبیات اخلاقی و اجتماعی ماست.