معنی
واژه «لابه» در زبان فارسی به مفهوم ابراز نیاز، تضرع و التماس از روی عجز و درماندگی به کار میرود. در متون کهن ادبی، این کلمه گاهی در معنای چربزبانی، چاپلوسی، عذرخواهی و حتی خدعه و نیرنگ نیز رواج داشته است.
یعنی چه
وقتی کسی به «لابه» متوسل میشود، یعنی تمام غرور خود را کنار گذاشته و از سر اضطرار، عشق یا ناتوانی، خواسته خود را با زاری و تمنای فراوان بیان میکند.
مترادف
واژههایی چون التماس، تضرع و استغاثه بیشترین قرابت معنایی را با لابه دارند که همگی نشاندهنده اوج نیاز و رو انداختن عاجزانه هستند.
هم خانواده
فعل اصلی این واژه در گذشته «لابیدن» (به معنی تضرع و زاری کردن) بوده و صفتهای شغلی یا فاعلی ساخته شده از آن شامل لابه گر و لابه کار است.
جمله سازی
تلفظ
این واژه به صورت فتح لام، الف کشیده و کسره دادن به حرف «ب» تلفظ میشود (lābe). حرف «ه» در پایان آن صامت و بیانگر حرکت کسره است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «التماس و زاری»، «خواهش عاجزانه» یا «تضرع ۴ حرفی»، واژه «لابه» یک جواب دقیق و اصیل است.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه عرفانی و ادبی در زبان انگلیسی، نزدیکترین کلمات نشاندهنده التماس شدید و فروتنی (Supplication و Entreaty) هستند.
جمعبندی و توضیح کامل لابه
واژه «لابه» یکی از اصیلترین و کهنترین کلمات زبان فارسی است که ریشه در فارسی میانه (پهلوی) و صورت تاریخی lābag دارد. این واژه در طول قرون متمادی هویت خود را حفظ کرده و همواره در ادبیات حماسی، غنایی و عرفانی ایران نقشی پررنگ داشته است.
در فرهنگ نمادین فارسی، لابه نشاندهنده موضع نیازِ مخلوق در برابر خالق، یا عجزِ بیحد عاشق در آستان معشوق است؛ ابزاری عاطفی که برای جلب رحم، عنایت و شفقت به کار میرود. اگرچه این لفظ اصالتاً در متن قرآن نیامده، اما مترجمان کهن فارسی از آن به عنوان بهترین معادل برای واژگانی چون تضرع و ابتهال استفاده کردهاند.
شناخت این واژه به درک بهتر اشعار کلاسیک از شاهنامه فردوسی تا غزلیات حافظ و سعدی کمک میکند و عمق مفهومِ فروتنی و تمنای قلبی را در فرهنگ اصیل ایرانی به تصویر میکشد.