معنی
در اصطلاح عامیانه کنایه از بدبیاری شدید و قوز بالا قوز است. همچنین در برخی بسترها به عنوان کلمهای تأکیدی برای نفی و رد کردن (معادل زرشک) به کار میرود.
یعنی چه
این عبارت زمانی استفاده میشود که فرد دچار زنجیرهای از اتفاقات ناگوار و بدشانسیهای متوالی شده و به اصطلاح کارش گره خورده باشد.
مترادف
واژههایی مانند بدشانسی، ادبار، و اصطلاحات عامیانهای مثل سه پلشت و بزبیاری نزدیکترین مفاهیم به آن هستند.
جمله سازی
تلفظ
این واژه به صورت زِپلَشک (تلفظ حروف به صورت زِ-پِ-لَ-شْ-کْ) در گویش عامیانه و تهرانی قدیم ادا میشود.
در جدول
در جداول شرح در متن، در پاسخ به طراحان برای عبارت «بدشانسی شدید عامیانه» یا واژه ۵ حرفی، کلمه زپلشک مد نظر است.
به انگلیسی
بسته به لحن و کاربرد، عباراتی مانند no way (برای نفی) یا bad luck (برای بدبیاری) معادلهای مناسبی هستند.
به فارسی
معادلهای اصیل و جاافتاده آن در زبان فارسی رسمی، بدشانسی، بدبیاری و سیهروزی است.
نماد چیست
این واژه نماد تصویری خاصی ندارد اما در ادبیات عامیانه نشاندهنده آمدن گرفتاریهای متوالی است؛ همانطور که در شعر معروف آمده: «سه پلشت آید و زن زاید و مهمان برسد».
جمعبندی و توضیح کامل زپلشک
واژه «زپلشک» یک اصطلاح کاملاً عامیانه، غیراستاندارد و محاورهای در زبان فارسی است که ریشه رسمی در ادبیات کلاسیک ندارد. این کلمه در واقع شکل دگرگونشده و اصطلاحاً داشمشتی عبارت «سه پلشت» است. ریشه آن به بازی قدیمی قاپبازی بازمیگردد؛ جایی که نشستن هر سه قاپ به بدترین حالت ممکن باعث باختی سنگین میشد و به آن سه پلشت میگفتند.
امروزه این واژه دارای دو کاربرد و معنای عمده است؛ نخست کنایه از بدبیاری شدید، بدشانسی پیاپی و قرار گرفتن در وضعیت بسیار ناخوشایند (قوز بالا قوز)، و دوم به عنوان یک واکنش احساسی و طنزآمیز برای نفی مطلق و رد کردن یک ادعا (مشابه کاربرد کلمه زرشک). در مجموع این واژه ابزاری برای تخلیه هیجانی در گفتارهای روزمره به شمار میرود.