معنی
این واژه در اصل به معنای فراگرفتن، به دست آوردن و دست درازی کردن به سوی چیزی است، اما در زبان فارسی امروز به عنوان یک فعل محترمانه برای خوردن و آشامیدن غذا یا نوشیدنی به کار میرود.
یعنی چه
عبارت تناول کردن در اصطلاح روزمره یعنی میل کردن غذا؛ اما در متون علمی و ادبی میتواند به معنای بررسی کردن یا پرداختن به یک مبحث و موضوع نیز باشد.
مترادف
واژههای فوق نزدیکترین همپوشانی معنایی را با این کلمه در کاربردهای عام و خاص دارند.
متضاد
در منابع واژگانی متضاد مستقیم و ثابتی ثبت نشده، اما کلماتی که نشاندهنده خودداری از مصرف یا خوردن هستند به عنوان مخالف معنایی آن شناخته میشوند.
ریشه
این واژه وامواژهای عربی از مصدر باب تفاعل (تَناوُل) است. ریشه اصلی آن «ن-و-ل» به معنی بخشش، بهره یا رساندن دست به چیزی است و نباید آن را با ریشه «نیل» اشتباه گرفت.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحة حرف تاء و نون، و ضمه واو به صورت (تَناوُل) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه معمولاً ۵ حرف دارد و در جواب طراحان به عنوان معادل خوردن یا میل کردن استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی معاصر، برای اشاره به صرف غذا بیشتر از ترکیب «تناول الطعام» و برای مطلق خوردن از «أکل» استفاده میشود.
به فارسی
برگردان اصیل و سره این واژه در زبان فارسی همان «خوردن» و «آشامیدن» یا در حالت ادیبانه «دستیافتن به چیزی» است.
جمعبندی و توضیح کامل تناول
واژه «تناول» یک وامواژه عربی از ریشه (ن-و-ل) است که وارد زبان فارسی شده است. اگرچه معنی اصلی و ریشهای آن در لغت به معنای گرفتن، فراگرفتن و دست درازی کردن به سوی چیزی است، اما در کاربرد روزمره و رایج فارسیزبانان به عنوان یک اصطلاح محترمانه و مودبانه برای «خوردن و آشامیدن» غذا استفاده میشود.
علاوه بر کاربرد فیزیکی در زمینه خوراک، این کلمه در متون تحلیلی و علمی به معنای «پرداختن به یک موضوع» یا بررسی ابعاد مختلف یک مسئله نیز کاربرد دارد. لازم به ذکر است که خود این واژه در متن قرآن مجید به صورت مستقیم به کار نرفته و نباید با کلمات مشابهی نظیر «لن تنالوا» که از ریشه نیل (رسیدن) هستند، اشتباه گرفته شود.