معنی
واژهٔ نزار در زبان فارسی صفت است و برای توصیف فرد یا جسمی به کار میرود که به دلیل بیماری، رنج، فقر یا فرسودگی شدید، بسیار لاغر و بیجان شده باشد.
یعنی چه
این کلمه در زبان عامه و ادبی به معنای فردی است که گوشت و چربی در بدن ندارد، تکیده شده و توان جسمی یا روحی خود را از دست داده است.
متضاد
کلمات فربه و چاق از نظر ظاهر جسمانی و واژههای قوی و نیرومند از نظر توان بدنی، نقطهمقابل نزار هستند.
ریشه
این واژه ریشه در فارسی میانه دارد و از کلمه nizār به معنی ضعیف و محتاج گرفته شده است. در زبان عربی نیز نامی خاص است اما صفت نزار به معنی لاغر، کاملاً فارسی است.
تلفظ
این کلمه به صورت نِزار تلفظ میشود و نباید آن را با واژههای عامیانهای چون نَذار (به معنی نگذار) اشتباه گرفت.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای لاغر و ضعیف، کلمه ۴ حرفی نزار به کار میرود.
به انگلیسی
واژههای متعددی در انگلیسی بسته به شدت لاغری و ضعف، معادل نزار قرار میگیرند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای رساندن مفهوم لاغری و ضعف جسمانی از این کلمات استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل نزار
واژهٔ «نزار» یکی از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که از دوران فارسی میانه و زبان پهلوی به یادگار مانده است. این واژه در شعر و نثر کلاسیک کاربرد فراوانی دارد و فراتر از یک لاغری ساده، نشاندهنده رنجوری، فرسودگی جسمی و بیرمق بودن است.
در ادبیات عاشقانه و عرفانی فارسی، «تن نزار» یا «رخسار نزار» به عنوان نمادی برای عاشق دلسوخته و هجرانکشیده به کار میرود که از دوری معشوق نحیف و بیمار شده است. این واژه کماکان اصالت خود را حفظ کرده و در متون معاصر و جدولهای کلمات کاربرد دارد.