یعنی چه
غیر ممکن صفتی است برای اشاره به کار، رویداد یا امری که شرایط، قوانین یا تواناییهای موجود اجازه رخ دادن یا انجام آن را نمیدهند و وقوع آن ممتنع است.
مترادف
واژههای هممعنی که برای توصیف امور دستنیافتنی و ممتنع در زبان فارسی استفاده میشوند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «غیر ممکن» به عنوان پاسخ ۷ حرفی شناخته میشود و کلمات محال و ممتنع از جایگزینهای رایج آن هستند.
به انگلیسی
واژه رایج و دقیق در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم ناممکن و محال.
به عربی
در زبان عربی برای امور نشدنی بیشتر از واژه مستحیل یا ممتنع استفاده میشود.
به ترکی
معادلهای واژه غیر ممکن در زبان ترکی استانبولی که ریشههای مشترکی با زبانهای شرقی دارند.
به فارسی
برگردان اصیل و سرهٔ این واژه ترکیبی در زبان فارسی، واژگانی مانند «ناممکن»، «نشدنی» و «امکانناپذیر» است که از پیشوندهای نفی فارسی بهره میبرند.
در قرآن
عین ترکیب فارسی-عربی «غیر ممکن» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ با این حال، ریشه واژگانی آن در عباراتی نظیر «مَکَّنَّا» (قدرت دادن) دیده میشود. از نظر مفهومی نیز قرآن در پاسخ به امورِ از نظر انسان محال (مانند زنده شدن مردگان یا فرزندآوری در پیری)، بر قدرت مطلقه الهی تأکید کرده و با عباراتی چون «کُن فَیَکُون» آنها را ممکن میسازد.
جمعبندی و توضیح کامل غیر ممکن
واژه «غیر ممکن» صفت مشهوری در زبان فارسی است که از ترکیب حرف نفی «غیر» و اسم فاعل «ممکن» (از ریشه عربی م ک ن) ساخته شده است. این واژه برای توصیف تمامی امور، اهداف یا پدیدههایی به کار میرود که بر اساس عقل، قوانین طبیعی یا امکانات فعلی بشر، امکان وقوع، تحقق یا اجرا ندارند. در ادبیات فارسی و گفتوگوهای روزمره، این کلمه در مقابل «شدنی» و «ممکن» قرار میگیرد.
اگرچه در اصطلاحات عامیانه واژه غیر ممکن برای کارهای بسیار سخت و دشوار نیز به کار میرود، اما در حوزه فلسفه، منطق و علوم تجربی، مرز مشخصی میان امر محال (غیر ممکن مطلق) و امر دشوار وجود دارد. در فرهنگ معنوی و ادبی نیز گاهی از نمادهایی چون سیمرغ، کوه قاف یا آب حیات برای تصویرسازی پدیدههای غیر ممکن و دستنیافتنی استفاده میشود.