معنی
در فارسی کلاسیک و ادبی، میغ به معنای ابر غلیظ یا مه و بخار بسیار فشرده است که هوا را تیره میکند. در متون کهن گاهی به صورت کلی به هر نوع ابر تیره نیز اطلاق شده است.
یعنی چه
این واژه اشاره به پدیده طبیعی تجمع بخار آب دارد که در ارتفاعات به شکل ابر و در نزدیکی زمین به صورت مه سنگین ظاهر میشود و مانع دید دقیق میگردد.
مترادف
واژههای فوق در متون مختلف ادبی و کهن به عنوان هممعنی یا نزدیک به معنای میغ استفاده شدهاند.
تلفظ
این واژه در فارسی اصیل با مصوت مجهول (تلفظی نزدیک به مِیغ) خوانده میشده و امروزه معمولاً به کسر م یا فتح م تلفظ میشود.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، واژه ۳ حرفی «میغ» به عنوان پاسخ معادل برای ابر یا مه غلیظ کاربرد فراوان دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی فوق دقیقترین مفاهیم را برای انتقال معنای میغ دارند.
به فارسی
«میغ» خود یک واژه اصیل و سره فارسی است که ریشه در زبانهای ایران باستان (اوستایی maēγa و فارسی میانه mēγ) دارد و نیازی به برگردان به واژه فارسی دیگری ندارد.
نماد چیست
در ادبیات منظوم فارسی، میغ هم نماد پوشیدگی و تاریکی (حجابی که روی خورشید را میپوشاند) است و هم به دلیل بارانزا بودن، نماد رحمت، برکت و بخشندگی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل میغ
واژه «میغ» یکی از کلمات کهن و اصیل زبان فارسی و از ریشه هندواروپایی است که در زبانهای باستانی مانند اوستایی و سانسکریت نیز همریشههای دقیقی دارد. این واژه در اصل به معنای ابر غلیظ، مه سنگین و تجمع متراکم بخار در آسمان یا نزدیکی زمین است.
اگرچه این واژه در زبان عامیانه و گفتاری امروز کاربرد کمتری دارد، اما جایگاه ویژه خود را در ادبیات کلاسیک فارسی و اشعار حماسی و غنایی (مانند شاهنامه فردوسی) حفظ کرده است. در حل جدولهای کلمات متقاطع نیز این کلمه سه حرفی به عنوان یک معادل پرکاربرد برای ابر یا مه شناخته میشود.