یعنی چه
«بستد» صورت گذشتهٔ کهن (بن ماضی) از فعل «بستدن / ستاندن» در فارسی کلاسیک و میانه است که برای سوم شخص مفرد به کار میرفته و امروز جای خود را به «گرفت» داده است.
هم خانواده
واژگان همخانوادهٔ آن بر پایهٔ ریشهٔ ایرانی کهن «ستان / ستد» شکل گرفتهاند.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت فَتَح برای حرف اول و سوم یعنی بَستَد (bastad) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۴ حرف دارد و به عنوان معادل کهن «گرفت» یا «ستاند» پرسیده میشود.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه با توجه به بافت متن شامل افعال گذشته برای گرفتن و تصرف کردن است.
به فارسی
برگردان و معادلهای فارسی معیار و امروزی این واژه شامل افعالی چون گرفت، ستاند، باز پس گرفت و تصرف کرد است.
در قرآن
واژهٔ «بستد» یک واژهٔ کاملاً پارسی سره و خالص است و در قرآن وجود ندارد؛ اما ریشهٔ مفهومی آن با واژگانی چون «أخذ» (گرفتن) بیان شده است.
نماد چیست
این واژه یک فعل عام است و نماد اسطورهای خاصی ندارد، اما در ادبیات کلاسیک (مانند اشعار فردوسی) اغلب به عنوان نمادی از دگرگونی، ستایشگری یا بخشندگی و بازپسگیری روزگار به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل بستد
واژهٔ «بستد» یکی از واژگان کهن، اصیل و سره در زبان فارسی است که ریشه در پارسی میانه (پهلوی) دارد. این کلمه بن ماضی فعل «بستدن» است که در متون تاریخی و شاهکارهای ادبیات کلاسیک ایران همچون شاهنامه فردوسی و تاریخ بیهقی به وفور استفاده شده است. معنی مستقیم آن «گرفت»، «ستاند» و «تصرف کرد» است.
امروزه این فعل در فارسی معیار و گفتاری کاربرد زنده ندارد و جای خود را کاملاً به فعل «گرفت» داده است؛ با این حال، به دلیل ارزش ساختاری و تاریخی، آگاهی از معنای آن برای درک بهتر متون کهن و همچنین حل جدولهای کلمات متقاطع اهمیت زیادی دارد.