یعنی چه
واژهٔ «نابخرد» در زبان فارسی به کسی ابراز میشود که رفتار، کردار یا گفتارش بر پایهٔ عقل و منطق نباشد. این کلمه صفت سلبی است و به فردی اشاره دارد که از نیروی خرد و تفکر خود برای سنجش امور استفاده نمیکند یا کارهای نامعقول انجام میدهد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «نابخرد» با کسره روی حرف «ب» و سکون روی حروف «خ» و «ر» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ واژهٔ «نابخرد» دقیقاً ۶ حرف دارد. بسته به طراح جدول، مترادفهای آن نظیر نادان، سفیه یا بیعقل نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن و متن، میتوان از واژههای متعددی استفاده کرد. برای اشاره به یک فرد نابخرد معمولاً از کلماتی مثل Foolish یا Unwise استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژههای متعددی برای این مفهوم وجود دارد که دقیقترین برابرهای آن از نظر بار معنایی، «سفیه» و «غیر عاقل» هستند.
به فارسی
برگردانها و مترادفهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل بیخرد، نادان، جاهل، کمعقل، سبکسر و بیفکر است. متضادهای آن نیز کلماتی چون خردمند، بخرد، دانا، فرزانه و عاقل هستند.
در قرآن
واژهٔ فارسی «نابخرد» در متن عربی قرآن وجود ندارد. با این حال، مفهوم آن در قالب واژههایی نظیر «سفیه» (به معنی سبکمغز و کمعقل مانند آیه ۱۳۰ بقره: إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ) و «جاهل» (مانند آیه ۶۳ سوره فرقان: وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا) به طور مکرر بیان شده است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات کلاسیک نماد حیوانی یا گیاهی رسمی و منحصربهفردی برای واژه «نابخرد» ثبت نشده است؛ اما در ادبیات تمثیلی، رفتارهای نابخردانه معمولاً با نمادهایی چون «خر» یا «جغد خرابهنشین» (به نشانهٔ بیتدبیری) به تصویر کشیده میشوند. بار معنایی این کلمه کاملاً منفی، تنبیهی و سرزنشی است.
جمعبندی و توضیح کامل نابخرد
واژهٔ «نابخرد» یکی از کلمات اصیل و دیرپای زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند نفی «نا-» و صفت «بخرد» (دارای خرد) تشکیل شده است. ریشهٔ این کلمه به واژهٔ اوستایی «xratu» به معنای اراده و نیروی عقل بازمیگردد. این واژه در ادبیات تعلیمی و اخلاقی ایران کاربرد فراوانی دارد و همواره در تقابل با مفاهیمی چون فرزانگی، دانایی و تدبیر قرار میگیرد.
از نظر معنایی، نابخرد تنها به معنای بیسواد یا ناآگاه نیست؛ بلکه بیشتر به کسی اطلاق میشود که با وجود داشتن قوهٔ تمیز، از عقل و اندیشهٔ خود در رفتارها و تصمیمگیریهایش استفاده نمیکند. این کلمه در حوزههای مختلف لغوی، قرآنی و بینالمللی دارای برابرهای دقیقی مانند سفیه در عربی و Foolish در انگلیسی است که همگی بر نقص در تفکر و سنجش امور دلالت دارند.