یعنی چه
فارغ گردانیدن به معنای رها ساختن، خلاص کردن، و به پایان رساندن کاری است تا فرد از تعهد یا مشغلهای آسوده و تخلیه شود. همچنین در امور مالی به معنای تهی و خالی کردن حساب (تفریغ) به کار میرود.
تلفظ
این عبارت از واژه عربی «فارِغ» (با کسره ر) و فعل مصدری فارسی «گَردانیدَن» تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمات متقاطع با شمارش ۱۲ حرف، خودِ عبارت «فارغ گردانیدن» است. از جایگزینهای دیگر آن میتوان به آسوده کردن یا خلاص کردن اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن، عباراتی مانند to disengage (رها کردن از درگیری) و to make free from work نیز به کار میروند.
به عربی
با توجه به زمینه معنایی متن، افعالی نظیر إعفاء (معاف کردن) نیز در زبان عربی به عنوان معادل استفاده میشوند.
به فارسی
برابرهای اصیل و مصطلح فارسی برای این عبارت شامل آسوده کردن، رها ساختن، خلاص کردن، رهایی دادن و پایان دادن به کاری است که در متون کهن به جای فعل سببی عربی استفاده میشده است.
در قرآن
خودِ عبارت ترکیبی فارسی در قرآن نیست؛ اما ریشه عربی آن (ف ر غ) به کار رفته است؛ از جمله آیه ۷ سوره شرح (فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ: پس چون فارغ شدی به کار دیگر پرداز)، آیه ۳۱ سوره الرحمن (سَنَفْرُغُ لَكُمْ: به زودی به حساب شما میپردازیم) و آیه ۱۰ سوره قصص (فَارِغًا: خالی از صبر و قرار).
نماد چیست
این واژه نماد و نشانه ثبتشده خاصی ندارد، اما در مفهوم استعاری نشاندهنده خالی شدن ذهن از مشغلهها، عبور از یک مرحله تعهد و در عرفان، رسیدن به مرتبه «فراغت از غیر خدا» است.
جمعبندی و توضیح کامل فارغ گردانیدن
مصدر مرکب «فارغ گردانیدن» از ترکیب صفت فاعلی عربی «فارغ» (از ریشه فرغ به معنی خالی شدن یا پایان یافتن) و فعل متعدیکننده اصیل فارسی «گردانیدن» ساخته شده است. این اصطلاح در لغتنامههای شاخص فارسی مانند دهخدا و معین به مصادرهایی چون فارغ کردن یا فارغ ساختن ارجاع داده میشود و هدف آن رساندن مفهومِ به پایان رساندن یک مسئولیت یا رها کردن کسی از قید و بند یک کار است.
این عبارت علاوه بر کاربردهای عمومی در معنای آسوده کردن و خلاص کردن، در حوزههای تخصصی مانند حسابداری و امور مالی نیز تحت عنوان تفریغ (مانند تفریغ بودجه) به معنی تسویه و خالی کردن حسابها به کار میرود. ریشه این کلمه در قرآن کریم نیز منعکسکننده مفاهیمی چون پرداختن به کاری پس از فراغت از کار دیگر و یا تهی شدن قلب از صبر و آرامش است.