معنی
شطح در لغت به معنی جوشش و سرریز شدن و در اصطلاح، سخنان عجیب و به ظاهر کفرآمیزی است که عارف در حالت وجد و بیخودی بر زبان میآورد. طامات نیز جمع طامّه به معنی حادثه بزرگ است و در عرفان به ادعاهای گزاف و اظهار کرامات صوفیه اطلاق میشود.
یعنی چه
این ترکیب در زبان عامیانه و ادبیات به معنی پریشانگویی، هذیان، لاف و گزاف و سخنان دور از عقل است که اعتبار منطقی ندارند.
تلفظ
واژه شطح با فتح شین و سکون طاء و حاء تلفظ میشود. واژه طامات نیز با طاء مشدد و الف کشیده خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «شطح و طامات» به عنوان پاسخ برای طامات، گزافهگویی عرفا یا سخنان بیپایه صوفیان کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای برگردان این اصطلاح عرفانی از ترکیبات معادل سخنان وجدآمیز و ادعاهای صوفیانه استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این ترکیب شامل سخنان بیمایه، یاوهگویی، هذیان، سخنان نامفهوم و گزافهگویی است.
در قرآن
کلمه شطح در قرآن وجود ندارد. اما ریشه طامات در آیه «فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْکُبْرَى» (نازعات/۳۴) به معنی حادثه بزرگ و بلای فراگیر قیامت آمده که صوفیه آن را برای ادعاهای بزرگ خود وام گرفتهاند.
نماد چیست
در ابعاد مثبت عرفانی، نماد غلبه حال و سرریز شدن اسرار الهی از زبان سالک است. در ابعاد انتقادی (مانند اشعار حافظ)، نماد خودنمایی، مکر، خرافات و ادعاهای دروغین صوفیان ظاهرصلاح به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل شطح و طامات
عبارت «شطح و طامات» یکی از اصطلاحات جنجالی و کلیدی در تاریخ تصوف و ادبیات فارسی است. این ترکیب از دو واژه عربی تشکیل شده؛ «شطح» به کلامی اشاره دارد که عارف در حالت مستی معنوی و غلبه وجد (مانند اناالحق حلاج) میگوید، و «طامات» به ادعاهای بزرگ و نمایشی صوفیان مبتدی یا شیاد دلالت میکند. در حقیقت، شطح جنبه درونگرا و جوشش روحی دارد، در حالی که طامات بیشتر جنبه برونگرا و نمایش کرامات دارد.
در ادبیات کلاسیک فارسی، به ویژه در دیوان حافظ، این ترکیب بار معنایی به شدت انتقادی و کنایهآمیز به خود گرفته است. شاعران ملامتی از این اصطلاح برای رسوا کردن صوفیان ریاکار و خانقاهنشینانی که دین را دکان خودنمایی کردهاند، استفاده میکنند. حافظ در بیت مشهور خود میگوید: «خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم / شطح و طامات به بازار خرافات بریم».