یعنی چه
ترکیب وصفی «رخوت حاکم» به معنای چیره شدن حالت سستی، بیحالی، رکود و کاهش انرژی جسمی یا روحی بر یک محیط، فرد یا جامعه است؛ وضعیتی که در آن کرختی و بیتحرکی بر همهجا سایه انداخته است.
تلفظ
این ترکیب به صورت [rekh-vat-e hā-kem] تلفظ میشود که در آن واژه رخوت با سکون خاء و فتح واو به واژه حاکم متصل میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً «رخوت حاکم» با ۸ حرف است. همچنین کلماتی مانند رکود، فتور و خمودگی نیز به عنوان پاسخهای مشابه کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای انتقال حس دقیق این عبارت در زبان انگلیسی از ترکیباتی استفاده میشود که هم مفهوم سستی (lethargy/inertia) و هم ویژگی غالب بودن (pervasive/prevailing) را برسانند.
به عربی
در زبان عربی با استفاده از واژگان خمول یا فتور در کنار صفاتی چون سائد یا عام، مفهوم رخوتِ مسلط و فراگیر ساخته میشود.
به فارسی
معادلهای خالصتر و روان فارسی برای این ترکیب شامل عباراتی چون «سستی فراگیر»، «رکود غالب»، «بیحالی عمومی» و «خمودگی چیره» است که فضا را توصیف میکنند.
در قرآن
ترکیب «رخوت حاکم» در قرآن وجود ندارد. خود واژه رخوت نیز با این رسمالخط نیامده؛ اما همریشه آن یعنی «رَخاءً» در آیه ۳۶ سوره ص به معنی نرم و ملایم برای توصیف بادِ مسخرِ حضرت سلیمان آمده است. مفاهیم نزدیکی مثل فتور، غفلت و کَسَل نیز در قرآن یافت میشوند.
نماد چیست
در تصویرسازیهای ادبی و تحلیلهای اجتماعی، این حالت نماد مرداب (آب راکد)، خواب زمستانی، پاییز طولانی و از بین رفتن پویایی، امید و انگیزه در یک ساختار است.
جمعبندی و توضیح کامل رخوت حاکم
عبارت «رخوت حاکم» یک ترکیب وصفی دقیق برای توصیف اوضاع و احوالی است که در آن، پویایی و نشاط رخت بربسته و جای خود را به سستی و کرختیِ همهگیر داده است. واژه رخوت ریشهای عربی دارد و به معنای شل بودن و وارفتگی است که وقتی با صفت حاکم ترکیب میشود، تسلط کامل این بیآوایی و سکون را بر یک کالبد، فضا یا جامعه به تصویر میکشد.
این اصطلاح بیشتر در متون تحلیلی، اجتماعی و ادبی برای اشاره به دورههای رکود، فترت و بیانگیزگی جمعی کاربرد دارد؛ زمانی که جامعه یا فرد دچار نوعی فلج روحی یا فرسودگی مفرط شده و توان حرکت رو به جلو را از دست داده است.