معنی
کردار به معنای کار، عمل، رفتار و کُنش است. این واژه به آنچه انسان در عمل انجام میدهد اشاره دارد و در متون ادبی گاه به معنی نقش، شخصیت، یا طریقه و روش نیز به کار رفته است.
یعنی چه
در زبان عامه و ادبی، کردار یعنی نمود بیرونی رفتار و کارهایی که از فرد سر میزند؛ در واقع همان بخش عملی زندگی انسان در برابر بخش فکری یا زبانی اوست.
مترادف
واژههای فوق در متون مختلف میتوانند به جای کردار به کار روند و مفهوم عملگرایی را برسانند.
متضاد
مهمترین تقابل رایج در فرهنگ و ادبیات فارسی، قرارگیری کردار در برابر گفتار (سخن) و پندار (فکر) است.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ایرانی باستان و مصدر «کردن» مشتق شدهاند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت کِردار (kerdār) است.
در جدول
واژه کردار دقیقاً ۵ حرف دارد و در جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای 'عمل' یا 'رفتار' استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، واژههای فوق دقیقترین معادلها برای کردار هستند.
به عربی
در زبان عربی، واژههای عمل و فعل نزدیکترین مفاهیم را به کردار فارسی منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل کردار
واژه «کردار» یک کلمه اصیل و ریشهدار فارسی است که از دوره پارسی میانه (پهلوی) به جا مانده و از مصدر «کردن» مشتق شده است. این واژه به طور مستقیم به جنبه عملی، رفتاری و عینی زندگی انسان اشاره دارد و نشاندهنده خروجی حقیقی افکار و نیات فرد در دنیای واقعی است.
در فرهنگ ایرانی، کردار جایگاه اخلاقی و نمادین بسیار ویژهای دارد؛ به طوری که در شعار باستانی زرتشتی، «کردار نیک» در کنار پندار نیک و گفتار نیک، مثلث اخلاق عملی را تشکیل میدهد. تقابل همیشگی کردار با گفتار در ادبیات فارسی نیز بر این نکته تاکید میکند که ارزش واقعی انسانها به عملکرد و رفتار آنهاست، نه صرفاً به سخنان و ادعاهایشان.