یعنی چه
طمع بریدن در زبان فارسی به معنای مأیوس شدن، دل کندن، چشمپوشی کردن از کسی یا چیزی، و ترک کردن آز و چشمداشت است. این اصطلاح زمانی به کار میرود که فرد دیگر هیچ امید یا انتظاری برای کسب منفعت از یک موقعیت یا شخص نداشته باشد.
تلفظ
تلفظ این عبارت مصطلح به صورت [ta.ma' ba.ri.dan] است. واژهٔ اول با فتح طاء و میم (طَمَع) و واژهٔ دوم به صورت مصدر زنجیرهایِ فارسی (بَریدَن) ادا میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، پاسخ دقیق برای این مفهوم واژهٔ «طمع بریدن» (با ۸ حرف بدون احتساب فاصله در جدول) است. معادلهای همطراز دیگر شامل «دل بریدن» و «طمع گسستن» هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از عباراتی استفاده میشود که نشاندهنده رها کردن امید یا چشمپوشی از خواستهها و زیادهخواهیها است.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح دقیق نزدیک به آن «قطع الطمع» یا «قطع الرجاء» است و در بافتهای اخلاقی و عرفانی مفهوم «الزهد فی الشیء» به معنی بیرغبتی به یک امر، قرابت معنایی بالایی با آن دارد.
به فارسی
برگردانها و واژههای سره یا مصطلح همارز فارسی برای این عبارت شامل «طمع گسستن»، «امید بریدن»، «دل کندن» و «چشمپوشی» است. این ترکیب خود یک مصدر مرکب عربی-فارسی است که بخش «طمع» آن عربی و «بریدن» آن فارسی است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و فرهنگ عرفانی ایران، طمع بریدن نماد بارز «قناعت»، «آزادگی» و «عزت نفس» است. بریدن طمع از خلق و دنیا، به عنوان نخستین گام برای رهایی از اسارتهای مادی و رسیدن به بلوغ اخلاقی و استقلال روحی تلقی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل طمع بریدن
عبارت «طمع بریدن» یک مصدر مرکب و اصطلاح کهن در زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ عربی «طَمَع» (به معنی آز و امید) و مصدر فارسی «بریدن» (به معنی قطع کردن) شکل گرفته است. این اصطلاح در لغت به معنای دل کندن، قطع امید کردن و دست کشیدن از هرگونه چشمداشت، حرص و زیادهخواهی نسبت به یک موضوع یا شخص است.
در فرهنگ و ادبیات عرفانی ما، طمع بریدن جایگاه ویژهای دارد و به عنوان نماد قناعت، آزادگی و مناعت طبع شناخته میشود؛ چرا که رهایی از طمع دلبستگیهای دنیوی، مقدمهٔ آزادی روح انسان است. گرچه خود این ترکیبِ فارسی در قرآن کریم نیامده، اما ریشهٔ آن یعنی طمع به وفور در آیات (مانند حالت خوف و طمع) بررسی شده و مفهوم اخلاقی آن همواره مورد تأیید متون دینی بوده است.