معنی
درنگ در زبان فارسی به مفهوم توقف کوتاه، مکث، تأخیر یا دیرکرد در انجام یک کار است. این واژه همچنین به معنای آرامش، تأنی و آهستگی در رفتار، در مقابل شتابزدگی و عجله به کار میرود.
یعنی چه
وقتی میگوییم درنگ، یعنی شخص برای مدتی کوتاه دست از کار میکشد یا انجام آن را به تأخیر میاندازد تا فرصتی برای اندیشیدن، تأمل یا تجدید قوا داشته باشد.
متضاد
واژههایی که مفهوم مخالف درنگ را میرسانند، بر سرعت بالا و دوری از تأمل دلالت دارند.
تلفظ
این واژه به صورت دِرَنگ (d_e_r_a_n_g) تلفظ میشود؛ حرف دال دارای کسره و حرف راء دارای فتحه است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ واژههایی مثل مکث، تأخیر یا آهستگی، کلمه ۴ حرفی «درنگ» است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، کلمات فوق معادلهای دقیق انگلیسی واژه درنگ هستند.
به عربی
این کلمات در زبان عربی مفاهیم متناظر با درنگ را منتقل میکنند.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج دیگر این واژه در زبان فارسی شامل مکث، ایست، وقفه، صرافت و مهلت است.
جمعبندی و توضیح کامل درنگ
واژه «درنگ» یک کلمه اصیل ایرانی است که از زبان پارسی میانه (پهلوی) به صورت dirang به ما رسیده و با کلمه «دیر» همریشه است. این کلمه در ادبیات و فرهنگ ما، نماد خردمندی، عقلانیت و اندیشیدن پیش از عمل است و به عنوان نقیضی برای شتابزدگی و عجله شناخته میشود، چنان که حکیمان گفتهاند: «به هر کار بهتر درنگ از شتاب».
گاهی این واژه در قالب اسم صوت و به صورت دگرگونشده واژههای «ترنگ» و «جرنگ» نیز به کار میرود که به معنای صدای زنگ یا شکستن است، اما کاربرد اصلی و غالب آن همان مکث و تأنی است. در فرهنگ عامه و نمادشناسی، چراغ زرد راهنمایی یا حرکت لاکپشت بازتابدهنده مفهوم کاربردی درنگ هستند.