معنی
در زبان فارسی امروز، این واژه برای اشاره به شخص فوتشدهای به کار میرود که فقدان و نبودش مایهٔ تأسف است. معنای لغوی و ریشهای آن در عربی نیز «گمشده» یا «ازدسترفته» میباشد.
یعنی چه
وقتی برای فردی از صفت «فقید» استفاده میشود (مانند نویسندهٔ فقید یا همسر فقید)، منظور این است که آن شخص دیگر در قید حیات نیست و جامعه یا خانواده از وجود او محروم شده است.
متضاد
متضادهای اصلی این کلمه شامل واژگانی هستند که بر زنده بودن، بقا و حضور فیزیکی شخص دلالت دارند.
ریشه
این کلمه ریشه در زبان عربی دارد و از مادهٔ «فَقَدَ» گرفته شده است که در معنای اصلی خود به «گم کردن»، «ناپدید شدن» و «از دست دادن چیزی یا کسی» اشاره دارد.
تلفظ
این واژه با فتح حرف اول (ف)، کسر حرف دوم (ق) به همراه یای مدی تلفظ میشود.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «درگذشته»، «مرحوم» یا «از دسترفته» استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن متن، واژههای متفاوتی معادل آن قرار میگیرند که واژهٔ Late دقیقاً همان کاربردِ یادکردِ محترمانه پیش از نام افراد را دارد.
به فارسی
برگردانها و معادلهای اصیل فارسی که همان بار معنایی و عاطفی احترامآمیز را منتقل میکنند، شامل «شادروان» و «زندهیاد» هستند.
نماد چیست
این کلمه فاقد نماد بصری، گیاهی یا جانوری در اساطیر است؛ اما در فرهنگ عامه و رسمی، نماد و نشانهای برای تکریم شخصیتهای مهمِ فوتشده به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل فقید
واژهٔ «فقید» یک صفت عربی از ریشهٔ «فقد» است که در اصل به معنای گمگشته، ناپدید و ازدسترفته به کار میرفته است. با ورود این واژه به زبان فارسی، معنای آن تخصصیتر شده و امروزه به عنوان یک عنوان محترمانه برای یادکرد از افراد درگذشته و فوتشده استفاده میشود. به کار بردن این لفظ نشاندهندهٔ ارزش صفتِ شخصِ فوتشده و حسِ خلأ ناشی از نبود اوست.
از نظر ساختار زبانی، همخانوادههایی چون مفقود، فقدان و فاقد دارد که همگی مفهومِ نبودنِ چیزی را در خود دارند. جالب اینجاست که خودِ لفظ «فقید» در متن قرآن نیامده، هرچند صیغههای دیگرِ ریشهٔ آن در داستان حضرت یوسف برای گم شدن پیمانهٔ پادشاه استفاده شده است. در مجموع، این کلمه جایگاه ویژهای در ادبیات رسمی، تسلیتها و متون تاریخی فارسی دارد.