معنی
قپان ابزاری قدیمی برای سنجش وزن است که به جای دو کفه، یک کفه یا قلاب دارد و با جابهجا کردن لنگر (وزنه) روی شاهین مدرج آن، وزن بار مشخص میشود. همچنین در ترکی عثمانی به معنای تله و دام نیز به کار رفته است.
یعنی چه
در اصطلاح عامه و تجاری قدیم، قپان به هر نوع ترازوی بزرگ و لنگرداری گفته میشد که توانایی سنجش بارهای حجیم را داشت و معتمدین بازار (قپاندار) با آن کار میکردند.
مترادف
این واژهها در زبان فارسی همگی به ابزارهای سنجش وزن یا مفاهیم مربوط به موازنه اشاره دارند.
متضاد
برای ابزارهای اندازهگیری متضاد مستقیم وجود ندارد، اما از نظر مفهومی میتوان بیسنجشی را در نظر گرفت.
هم خانواده
واژههای مشتق و مرتبط با فرآیند قپانکشی و صورتهای آوایی قدیمی آن.
ریشه
لغتشناسان بزرگ مانند دهخدا و معین آن را مأخوذ از واژه لاتین Campana (به معنی جرس یا میزان) میدانند که وارد فارسی و عربی شده است. در دیدگاه دیگر، در ترکی عثمانی از فعل Qapmaq به معنی گرفتن و تله مشتق شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به طراحان برای عبارتهای «ترازوی بزرگ قدیمی» یا «باسکول سنتی»، واژه ۴ حرفی «قپان» قرار میگیرد.
به انگلیسی
اصطلاح steelyard دقیقترین معادل برای ترازوی یککفهای لنگردار قدیمی یا همان قپان است.
جمعبندی و توضیح کامل قپان
واژه «قپان» (یا کپان) در فرهنگ و زبان فارسی به عنوان ابزاری نوستالژیک و حیاتی در بازارهای سنتی شناخته میشود. این ابزار که نوعی ترازوی بزرگ، یککفهای و لنگردار است، در گذشته برای توزیع و سنجش کالاهای سنگین و حجیم مانند گندم، پنبه و هیزم به کار میرفته و مسئول کار با آن را «قپاندار» مینامیدند. از نظر ریشهشناسی، قویترین دیدگاه آن را برگرفته از واژه لاتین Campana میداند که مسیر تحول آوایی را طی کرده و معرب شده است، هرچند در زبان ترکی عثمانی معنای کاملاً متفاوت «تله و دام» را نیز دارد.
اگرچه خود واژه «قپان» در متن قرآن کریم ذکر نشده است، اما در منابع لغوی کهن آن را همارز واژه قرآنی «قسطاس» دانستهاند. به همین دلیل، قپان در فرهنگ عامه و ادبیات اقتصادی گذشته، صرفاً یک ابزار ساده نبوده، بلکه به عنوان نماد بارز عدالت، موازنه حق و باطل، سنجش دقیق و انصاف در داد و ستد شناخته میشده است.