یعنی چه
جزع به معنای حالت روانی خاصی است که در آن فرد توانایی تحمل سختی یا اندوه را از دست میدهد و دست به ناله، زاری و بیقراری شدید میزند؛ حالتی که فرد را از چارهجویی منطقی بازمیدارد. همچنین در معنای دوم به نوعی سنگ یا مهرهٔ یمانی سیاه و سفید اشاره دارد.
ریشه
این کلمه از ریشهٔ عربی «ج-ز-ع» گرفته شده که در لغت به معنای بریدن یا جدا کردن است. وجه تسمیه آن به حالت بیتابی از آن جهت است که جزع، رشتهٔ صبر، آرامش و چارهجویی را در انسان قطع میکند.
تلفظ
این واژه به صورت فتح حرف اول و دوم (جَزَع) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «بیتابی»، «ناشکیبایی» یا «ناله و زاری» به کار میرود و واژهای سه حرفی است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای متفاوتی در انگلیسی برای انتقال حس بیتابی شدید یا فغان روحی ناشی از مصیبت استفاده میشود.
به عربی
خود واژه در عربی فصیح اسم مصدر است و برای توصیف بیشتر آن از واژههای همردیف مانند هلع و قلق استفاده میشود که نقیض مستقیم صبر هستند.
به فارسی
برابرهای دقیق این واژه در زبان فارسی شامل بیتابی کردن، کمطاقتی، زاری و فغان است که بازتابدهنده عدم تحمل مصیبت هستند.
در قرآن
این واژه و مشتقاتش ۲ بار در قرآن کریم آمده است. یکبار در سوره ابراهیم آیه ۲۱ به صورت فعل («أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا»؛ چه بیتابی کنیم و چه صبر کنیم...) و بار دیگر در سوره معارج آیه ۲۰ به صورت صیغه مبالغه («إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا»؛ هنگامی که بدی به انسان میرسد بسیار بیتابی میکند) که به ضعف نفسی انسان اشاره دارد.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی و حوزه اخلاق، جزع نماد ضعف نفس، ناامیدی و عدم تسلیم در برابر قضا و قدر الهی است. اما در معنای دوم آن (سنگ جزع یمانی که سیاه و سفید است)، در ادبیات کلاسیک فارسی مجاز یا استعاره از چشم فتان، سیاه و بیمار معشوق است.
جمعبندی و توضیح کامل جزع
واژه «جزع» در اصل ریشهای عربی دارد که به معنای قطع کردن و بریدن است، اما در اصطلاح اخلاقی و عرفی به حالت بیتابی، اضطراب و ناشکیبایی شدید در برابر سختیها و مصائب اطلاق میشود؛ چرا که این حالت رشته آرامش و چارهاندیشی را در انسان قطع میکند. این واژه در قرآن کریم نیز در تقابل مستقیم با مفهوم «صبر» قرار گرفته و به عنوان نشانهای از ضعف روحی و عدم تسلیم انسان در برابر ناملایمات توصیف شده است.
از سوی دیگر، این واژه در زبان و ادبیات فارسی دارای یک بعد زیباییشناختی نیز هست. جزع به نوعی سنگ معدنی قیمتی و رگهدار (سیاه و سفید) کشف شده در یمن نیز گفته میشود. شاعران کلاسیک پارسیگوی به وفور از این واژه برای تشبیه چشم سیاه، خمار و فتان معشوق استفاده کردهاند، که این امر کاربرد متمایزی به کلمه در دیوانهای شعر بخشیده است.