یعنی چه
این عبارت در زبان فارسی به معنای تصریح کردن، اظهار کردن، به زبان آوردن و سخن گفتن به صورت شفاهی و صریح است. در واقع به عمل انتقال یک مفهوم یا نیت از طریق گفتار اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [be zabān goftan] است که از حرف اضافه «به»، اسم «زبان» و مصدر «گفتن» تشکیل میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند تصریح کردن، بیان کردن، ابراز کردن یا به زبان آوردن مد نظر قرار میگیرد. خود عبارت «بزبان گفتن» دارای ۹ حرف است.
به انگلیسی
برای معادلسازی این مفهوم در زبان انگلیسی از افعالی استفاده میشود که نشاندهنده خروج سخن از دهان یا بیان صریح یک مطلب هستند.
به عربی
در زبان عربی با توجه به سیاق متن، مصادر و افعالی که به خروج کلام از دهان یا آشکار کردن نیت با واژهها اشاره دارند، به عنوان معادل به کار میروند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، اصطلاح Dile getirmek دقیقاً معادل «به زبان آوردن» فارسی است و کاربرد گستردهای دارد.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این عبارت در زبان فارسی شامل واژههایی چون ابراز کردن، بیان کردن، واگو کردن، گفتن و بر زبان راندن است.
در قرآن
خود این ترکیب فارسی در قرآن نیست، اما مفهوم اقرار زبانی یا سخن گفتن با زبان در آیاتی نظیر آیه ۱۱ سوره فتح آمده است: «يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ» (با زبانهای خود چیزی میگویند که در دلهایشان نیست). همچنین افعالی مانند «قالَ» و «نَطَقَ» معادلهای مفهومی آن هستند.
نماد چیست
در ادبیات و عرفان فارسی، «زبان» ابزار بیان مافیالضمیر است. این عبارت میتواند نماد آشکار کردن راز و انتقال حقیقت درونی باشد؛ هرچند گاهی در تقابل با «دل»، نشاندهنده سخن ظاهری و عدم ایمان قلبی (نفاق) تلقی میشود. با این حال به عنوان یک مصدر مرکب، نماد تصویری خاصی ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل بزبان گفتن
عبارت «بزبان گفتن» که در زبان فارسی معیار امروزی بیشتر به صورت تفکیکشدهٔ «به زبان گفتن» یا «به زبان آوردن» نوشته میشود، یک مصدر مرکب فعلی است. این واژه از ترکیب حرف اضافه، اسم و فعل ساخته شده و ریشهای کاملاً پارسی دارد که به زبان پهلوی بازمیگردد. معنای اصلی آن، خارج کردن سخن از دهان، آشکار کردن منویات قلبی و تصریح صریح یک مطلب است.
از نظر معنایی، این اصطلاح در نقطهٔ مقابل کتمان کردن، سکوت یا در دل نگه داشتن راز قرار میگیرد. در متون قدیمی و اشعار کلاسیک، این عبارت گاهی برای تفکیک میان ادعای زبانی و باور قلبی (سخنِ دل) به کار رفته است. در فرهنگهای لغت معتبر مانند دهخدا و معین نیز بر جنبهٔ «تصریح و ابراز آشکار» آن تاکید شده است.