یعنی چه
واژهٔ «بش بش» به صورت مستقل مدخل رسمی در فرهنگهای معتبر ندارد؛ این ترکیب یا تکرار تأکیدی واژهٔ عربی «بَشّ» به معنای خندیدن و گشادهرویی است که در اصطلاح «خوش و بش» نیز دیده میشود، یا تکرار عدد پنج (Beş) در زبان ترکی است. در متون کهن فارسی نیز «بَش» به معنای یال اسب، بند و قفل، یا کشت دیمی به کار رفته است.
تلفظ
این کلمه بسته به ریشهٔ آن به دو صورت تلفظ میشود: در ریشهٔ فارسی قدیم و عربی به صورت «بَش بَش» (Baš-Baš) و در ریشهٔ ترکی به صورت «بِش بِش» (Beš-Beš) خوانده میشود.
به انگلیسی
برای ریشهٔ عربی و اصطلاح خوشرویی از واژگان مرتبط با شادابی، و برای ریشهٔ ترکی از معادل عدد پنج استفاده میشود.
به عربی
ریشهٔ اصلی این واژه در معنای شادمان شدن، از فعل عربی «بَشَّ - یَبَشُّ» به معنی استقبال کردن از کسی با لبخند و روی گشاده گرفته شده است.
به ترکی
در زبان ترکی واژهٔ «بِش» به طور دقیق معنای عدد ۵ را میدهد که در بازیهایی مانند تختهنرد (اصطلاح شش و بش) کاربرد دارد.
به فارسی
در زبان فارسی، این کلمه به عنوان تکواژه معانی متعددی چون موی گردن اسب و قفل دارد، اما در ترکیبهای عامیانه تجسمی از شادمانی، تعارف و احوالپرسی گرم است.
جمعبندی و توضیح کامل بش بش
واژهٔ «بش بش» به عنوان یک مدخل مستقل و رسمی در فرهنگهای لغت بزرگ فارسی نظیر دهخدا یا معین ثبت نشده است. این عبارت بیشتر به عنوان یک ساختار مکرر، آوایی و محاورهای شناخته میشود که ریشههای گوناگونی را به ذهن متبادر میسازد. رایجترین وجه تسمیهٔ آن، تکواژهٔ عربی «بَشّ» به معنای گشادهرویی و تبسم است که ما آن را در اصطلاح روزمرهٔ «خوش و بش کردن» (به معنی گرم گرفتن و احوالپرسی) به کار میبریم.
از سوی دیگر، این واژه در فرهنگ و زبانهای همجوار نیز کاربردهای خاص خود را دارد؛ برای نمونه در زبان ترکی «بِش» به معنای عدد پنج است که در اصطلاحات بازی نرد جایگاه ویژهای دارد. همچنین در فارسی کهن، تکواژهٔ «بَش» به معانی فیزیکی متفاوتی مانند یال اسب، بند، زنجیر یا زراعت دیمی اشاره داشته است.
در نهایت، اگر با این ترکیب در جدول یا لغتنامهها مواجه شدید، معنای آن کاملاً وابسته به سیاق متن خواهد بود؛ هرچند در رایجترین حالت محاورهای، تکرار آن حس شادمانی، خوشرویی یا یک گفتوگوی صمیمانه و عامیانه را بازگو میکند.