معنی
شوکت در لغت به معنای جاه، جلال، عظمت، حشمت، فر و شکوه و بزرگواری است. این واژه در اصل و ریشهٔ خود به معنای قوت، قدرت، تیزی اسلحه و شدتِ هیبت نیز به کار میرود.
یعنی چه
این کلمه کنایه از داشتن اقتدار، عظمت و ابهتی است که دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد. در ریشهشناسی آن، مفهوم استواری و نفوذناپذیری نهفته است.
مترادف
واژههای هممعنی که اقتدار و بزرگی را رسانند.
متضاد
واژههایی که نشاندهنده پستی، ناتوانی و نداشتن جایگاه اجتماعی هستند.
هم خانواده
این واژهها از مادهٔ «شَوَکَ» با مفهوم اصلی خار و تیزی همخانواده هستند. کلماتی مانند شکوه و شکل با آن همخانواده نیستند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای واژههایی چون فر و شکوه، عظمت یا ابهت به کار میرود.
به انگلیسی
برابرهای انگلیسی که مفاهیمی چون بزرگی سلطنتی، شکوه و جلال مقتدرانه را منتقل میکنند.
به عربی
در زبان عربی علاوه بر خود واژهٔ «شَوْکَة»، کلماتی چون حشمت، جلال و سطوت معادلهای نزدیک آن هستند.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این واژه شامل «فر»، «شکوه»، «بزرگواری» و «پایندگی و اقتدار» است.
جمعبندی و توضیح کامل شوکت
واژهٔ «شوکت» یک کلمه با ریشهٔ عربی است که از مادهٔ «شَوَکَ» (به معنی خار و تیزی سرنیزه) به عاریت گرفته شده و در سیر تحول معنایی خود در زبان فارسی، اردو و ترکی عثمانی به معنای اقتدار، عظمت، جلال و شکوه به کار رفته است. این کلمه نشاندهندهٔ آن دسته از بزرگی و ابهتی است که به پشتوانهٔ قدرت، صلابت و رسوخناپذیری حاصل میشود.
در قرآن کریم این واژه در آیه ۷ سوره انفال به صورت «ذات الشوکه» آمده که به سپاه مکه و نیروی نظامی مجهز اشاره دارد و مفسران آن را کنایه از قدرت جنگی و سلاح دانستهاند. در بار فرهنگی و ادبیات فارسی نیز، شوکت نمادی از پادشاهی مقتدر، لشکر آراسته و عزت اجتماعی تزلزلناپذیر است.