معنی
در اصل زبان عربی، این واژه به حالت خندهای اشاره دارد که در آن دندانها به دلیل شادمانی نمایان میشوند و در متون کهن گاهی مجازاً به شکوفه کردن درختان یا سپیدی ابر نیز اطلاق شده است.
یعنی چه
این کلمه بیانگر حالت انبساط خاطر، خوشحالی و بروز بیرونی احساس شادی از طریق چهره و صدا است.
مترادف
واژههایی چون تبسم و قهقهه در بافتهای ادبی به عنوان هممعنی یا درجات مختلف این واژه به کار میروند.
متضاد
کلماتی که بر غم، اندوه و گریستن دلالت دارند، نقطهمقابل این واژه قرار میگیرند.
در جدول
این کلمه به عنوان یک واژه سه حرفی با معنای خنده در جداول کلمات متقاطع کاربرد دارد.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و از ریشه ثلاثی (ض - ح - ک) مشتق شده است.
به فارسی
معادل دقیق و مستقیم این واژه در زبان فارسی «خنده» نام دارد.
در قرآن
در آیات قرآنی به حالتهای مختلف خنده اشاره شده است؛ از جمله در سوره نجم آیه ۴۳ («وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَأَبْکَى» - و اوست که میخنداند و میگریاند) و سوره نمل آیه ۱۹ در ماجرای حضرت سلیمان.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات، این کلمه نماد پاکی، گشایش چهره و روشنی است و گاهی نیز مجازاً برای سپیدی برف، شکوفه یا عسل به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ضحک
واژه «ضَحِک» یک وامواژه اصیل عربی در زبان فارسی است که در لغت به معنای خنده، خندیدن و آشکار شدن دندانها هنگام شادمانی مفرط است. این کلمه از ریشه ثلاثی مجرد «ض-ح-ک» مشتق شده و همخانوادههایی نظیر مضحک، مضحکه و ضاحک دارد که همگی به نوعی با مفهوم خنداندن یا خندان بودن در ارتباط هستند.
در کاربردهای قرآنی و متون کهن، این واژه فراتر از یک واکنش فیزیکی ساده، به عنوان نمادی از حالات درونی انسان مثل تعجب، سرور معنوی یا حتی تنبه به کار رفته است. ادبیات فارسی نیز از جنبههای مجازی آن برای توصیف زیباییهای طبیعت مانند شکوفایی گلها و سپیدی ابرها بهره گرفته است.