معنی
مرغزار در زبان فارسی به زمینهای وسیع، سرسبز و پوشیده از گیاهان و علفهای خودرو گفته میشود که معمولاً به دلیل وجود چشمه یا منابع آب طبیعی همواره شاداب و باطراوت هستند.
یعنی چه
این واژه در اصل به معنای محلی است که علف و سبزه در آن به وفور میروید و به عنوان چراگاه یا جلوهای از طبیعت سرسبز شناخته میشود.
مترادف
واژههای چمنزار، مرتع، علفزار و سبزهزار نزدیکترین کلمات از نظر معنایی به مرغزار هستند.
تلفظ
این کلمه با ضمه روی حرف میم (مُ) و سکون روی حرف غین (غْ) به صورت مُرغْزار تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، کلمه ۶ حرفی مرغزار به عنوان پاسخ اصطلاحات مربوط به سبزهزار یا مرتع به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به نوع و کاربرد زمین، از واژههای Meadow (برای چمنزار) یا Pasture (برای چراگاه) استفاده میشود.
به فارسی
واژه مرغزار یک واژه کاملاً اصیل و ریشهدار فارسی است که از ترکیب «مرغ» (در زبانهای باستانی به معنی علف) و پسوند مکان «زار» ساخته شده است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، مرغزار نماد بهار، طراوت، آرامش و بهشت روی زمین است؛ همچنین به دلیل زرد شدن آن در پاییز، گاهی به عنوان نمادی از ناپایداری دنیا به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مرغزار
واژه مرغزار یکی از کلمات اصیل و زیبای زبان فارسی است که برخلاف تصور عموم، ارتباطی با پرنده (مُرغ) ندارد. ریشه جزء اول این واژه به زبان اوستایی بازمیگردد که به معنای چمن و گیاه است و ترکیب آن با پسوند «زار»، مکانی انبوه از سبزهها و علفهای طبیعی را تداعی میکند.
این واژه در ادبیات و شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد و همواره برای توصیف مناظر دلانگیز، مراتع سرسبز کوهپایهای و دشتهای پرطراوت به کار رفته است. جلوه زیباییشناختی مرغزار در فرهنگ ایرانی با مفاهیمی چون آرامش، شادابی و حیات گره خورده است.