یعنی چه
بِشْر بن أبی خازِم نام یک شخصیت تاریخی و ادبی است و واژهٔ لغوی نیست. در بخش اجزای نام، «بِشْر» به معنای خوشرویی و «ابوخازم» کنایه از فرد دوراندیش است. او از شاعران تراز اول (فحل) اواخر دوران جاهلیت در نجد به شمار میرفت.
تلفظ
تلفظ صحیح این نام تاریخی به صورت کسر باء و سکون شین در کلمه اول (بِشْر) و به دنبال آن بن ابی خازم است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و طراحان سوالات ادبی، این عبارت دقیقاً به عنوان یک پاسخ ۱۲ حرفی (بدون احتساب فاصله) برای پرسشهایی نظیر «شاعر جاهلی عرب» یا «شاعر قصیده نسار» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در منابع انگلیسی و دانشنامههای بینالمللی ادبیات شرق، نام او به صورت Bishr ibn Abi Khazim ثبت شده است.
به عربی
نام کامل او در تذکرههای عربی «بِشْر بن أبي خازم عمرو بن عوف الأسدي» ذکر شده که از قبیله بنیاسد بن خزیمه بود.
به فارسی
از آنجا که این عبارت یک اسم خاص تاریخی (علم) متعلق به فرهنگ عربی است، معادل لغوی فارسی ندارد و در زبان فارسی دقیقاً به همین صورتِ نام خاص ترجمه و شناخته میشود.
در قرآن
نام این شاعر جاهلی به هیچ وجه در قرآن نیامده است؛ اما ریشه ثلاثی مجرد اسم اول او یعنی (ب ش ر) به عنوان اسم عام (به معنی انسان یا مژده) بارها در آیات قرآن کریم به کار رفته است.
نماد چیست
در تاریخ و نقد ادبی عرب، او نماد شعر حماسی، فخر قبیلهای و وصف جنگهای دوران جاهلیت (مانند روزهای النِسار و الجِفار) است. همچنین در علوم بلاغی، نمونهای مشهور برای وقوع عیب عروضی «اقواء» (تغییر حرکت حرف رویّ در قافیه) است که بعدها آن را اصلاح کرد.
جمعبندی و توضیح کامل بشر بن ابیخازم
«بشر بن ابیخازم» یک واژه یا اصطلاح لغوی در زبان فارسی یا عربی نیست، بلکه یک اسم خاص (عَلَم) متعلق به یکی از نامدارترین و فصیحترین شاعران دوران جاهلیت عرب در اواخر قرن ششم میلادی است. او به قبیلهٔ بنیاسد تعلق داشت و ابن سلام جمحی او را در طبقه دوم شاعران بزرگ آن دوران قرار داده است. دیوان شعر او سرشار از مضامین حماسی، افتخارات قبیلهای و توصیف دقیق نبردهای معروف زمانه خود است.
زندگی او آمیخته با ماجراهای قبیلهای بود؛ او ابتدا اوس بن حارثه طائی را هجو کرد، اما پس از آنکه در جنگ اسیر شد و با بزرگواری و بخشش اوس مواجه گشت، به مدح او پرداخت. وی سرانجام در حدود سال ۳۲ قبل از هجرت در جریان یک غارت قبیلهای با تیراندازی یک جوان کشته شد. از این رو، ویژگیهای زبانی مانند مترادف، متضاد یا همخانواده لغوی برای کل این عبارت معنا ندارد و بررسی آن صرفاً از منظر تاریخ ادبیات اهمیت دارد.