یعنی چه
این واژه صفت مرکب است و به کسی اشاره دارد که بر دین راست و درست نیست یا صاحب آیینی باطل و غیرحنیف است. این ترکیب معمولاً بار ارزشی، داوریگرانه و انتقادی دارد.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت ناپاکدین (nā-pāk-dīn) است که از پیشوند نفی «نا»، صفت «پاک» و اسم «دین» تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ اصلی در جدول برای این واژه ۸ حرف دارد. از گزینههای دیگر میتوان به کافر و ملحد اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی که بار معنایی انحراف اعتقادی، بیدینی یا اهانت به مقدسات را دارند به عنوان معادل استفاده میشوند.
به عربی
در متون عربی بسته به شدت لحن، از اصطلاحات اعتقادی مانند کافر، ملحد یا تعابیر توصیفی نظیر فاسد العقیده استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل بدکیش، کجاعتقاد، بیدین، گبر و زندیق هستند. متضادهای آن نیز واژگانی چون پاکدین، پاککیش، حنیف و راستدین میباشند.
در قرآن
این ترکیب واژگانی فارسی در متن عربی قرآن وجود ندارد. با این حال، از نظر مفهوم معنوی با واژههایی مانند «کافر» یا مفاهیم آیه ۲۸ سوره توبه (إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ) که به ناپاکی اعتقادی مشرکان اشاره دارد، همپوشانی دارد.
نماد چیست
در ادبیات حماسی و اساطیری ایران، این واژه نماد افرادی است که از راه حق رویگردان شده و به اهریمن پیوستهاند؛ چنانکه فردوسی در شاهنامه، شخصیتهایی منفی مانند ضحاک ماردوش و ارجاسب تورانی را با صفت «ناپاکدین» یاد میکند.
جمعبندی و توضیح کامل ناپاک دین
واژه «ناپاکدین» یک صفت مرکب توصیفی در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند نفی «نا»، واژه پهلوی «پاک» و واژه اوستایی «دین» شکل گرفته است. این کلمه عموماً در متون ادبی، حماسی و جدلهای مذهبی به کار میرود و بار معنایی آن کاملاً منفی، داوریگرانه و تحقیرآمیز است و به فردی اشاره دارد که دارای باور یا آیینی منحرف، باطل و آلوده به گناه باشد.
اگرچه این ترکیب به این شکل لفظی در متون دینی رسمی مانند قرآن کریم وجود ندارد، اما از نظر معنایی با مفاهیمی چون کفر، الحاد و ناپاکی باطنی همپوشانی دارد. در ادبیات کلاسیک فارسی و به ویژه در شاهنامه فردوسی، این صفت شاهدی آشکار بر سیاهی مذهب و سقوط اخلاقی شخصیتهای ضدقهرمان و اهریمنی نظیر ضحاک است.