معنی
ضعیفرایی به معنای سستاندیشی، کمعقلی در تصمیمگیری، بیارادگی و ناتوانی در سبکسنگین کردن امور است؛ حالتی که در آن شخص نظر محکم و پایداری ندارد.
یعنی چه
این اصطلاح به ویژگی فردی اشاره دارد که در تصمیمگیریها قاطع نیست، زود تحت تأثیر دیگران قرار میگیرد و از خود رأی و تدبیر استواری ندارد.
مترادف
واژههایی که مفهوم سستی در اندیشه و عدم ثبات در رأی را میرسانند.
متضاد
واژههایی که بر استواری اندیشه، هوشمندی و اراده محکم دلالت دارند.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «زَ عی فْ را یی» (za'if-rāyi) است که یک ترکیب صفت و اسم مصدر ساز میباشد.
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، این مفهوم معمولاً با تعداد حروف مشخص به عنوان پاسخ قرار میگیرد.
به انگلیسی
معادلهای زبانی در انگلیسی که مفهوم ناتوانی در تصمیمگیری ثابت را منتقل میکنند.
به فارسی
برگردان اصیل و سادهٔ این واژه در زبان فارسی همان سسترایی، کمخردی و بدتدبیری است.
جمعبندی و توضیح کامل ضعیف رایی
ترکیب «ضعیفرایی» (یا ضعیفرأی بودن) یکی از اصطلاحات ادبی، اخلاقی و کنایی در زبان فارسی است که در متون کهن مانند کلیله و دمنه و همچنین ادبیات معاصر به کار رفته است. این واژه که از ترکیب دو بخش عربی («ضعیف» از ریشه ضعف و «رأی» از ریشه رأی) همراه با پسوند مصدری فارسی شکل گرفته، به معنای سسترایی، کمخردی، بدتدبیری و ناتوانی در سبکسنگین کردن امور است.
شخصی که به این صفت شناخته میشود، ثبات قدم در تصمیمگیریها ندارد و به راحتی تحت تأثیر نظرات دیگران تغییر عقیده میدهد. در فرهنگ تمثیلی و ادبیات، اگرچه نماد فیزیکی خاصی برای آن تعریف نشده، اما گاهی از «باد وزان» یا «شاخه سست بید» برای نشان دادن این عدم ثبات رأی استفاده میشود. در قرآن کریم نیز اگرچه خود ترکیب به طور مستقیم نیامده، اما ریشههای آن و مفاهیمی نظیر «بادی الرأی» (ظاهربینی و عدم تفکر عمیق) به چشم میخورد.