یعنی چه
این اصطلاح در صنایع نساجی، پوشاک و هنر کاربرد دارد و شامل دو بخش است: طرهدار کردن که به معنی ایجاد کنگره، حاشیه و تارهای آویزان (ریشه) در لبه پارچه یا فرش است، و پرزدار کردن که به معنی ایجاد حالت کرکی، مخملی و پوشیده از الیاف ریز (مانند فرآیند tufting یا napping) روی سطح ماده است.
تنزّه
تلفظ واژه به صورت تفکیکشده: طُرْ رِ دار (torre-dār) یا پُرْزْ دار کَرْ دَنْ (porz-dār kardan) میباشد.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدول خودِ «طره دار یا پرزدارکردن» است که دقیقاً ۱۸ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بخش پرزدار کردن از واژههای Tufting یا Napping و برای طرهدار کردن لبهها از Fringed استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه مُوبَّر برای سطوح پرزدار و مُهدَّب برای لبههای ریشهدار و طرهای به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای ایجاد پرز فرآیند Tüylendirmek و برای لبههای طرهدار اصطلاح Saçaklı استفاده میشود.
به فارسی
برگردان و برابرهای اصیل فارسی این عبارات شامل کنگرهدار کردن، حاشیهدوزی، ریشهبافی، کرکی کردن و مخملی ساختن سطوح پارچهای است.
نماد چیست
طره در ادبیات فارسی نماد زلف معشوق، کثرت در جهان و جلوه جمالی است. پرز نیز در هنر نساجی نماد نرمی، لطافت، صمیمیت و انعطافپذیری ماده به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل طره دار یا پرزدارکردن
عبارت «طرهدار یا پرزدار کردن» ترکیبی از دو مفهوم متمایز اما مرتبط در صنایع دستی، نساجی و پوشاک است. طرهدار کردن به فرآیند ایجاد ریشه، کنگره یا تارهای آویزان در لبههای لباس، شال یا فرش اشاره دارد که ریشه آن به واژه عربی طرّة (به معنی حاشیه و دسته مو) بازمیگردد. در مقابل، پرزدار کردن یک واژه اصیل فارسی است و به معنای پوشاندن سطح پارچه یا چرم با الیاف ریز، نرم و کرکی (مانند مخمل یا فرش) جهت ایجاد ضخامت و لطافت بیشتر است.
اگرچه این دو واژه در قالب یک اصطلاح واحدِ ثبتشده در لغتنامههای قدیمی وجود ندارند، اما در متون فنی نساجی مدرن، فرآیندهایی نظیر Tufting یا Napping که سطح و لبههای پارچه را حجیم و تزئین میکنند، با این عبارت توصیف میشوند. در جدول کلمات متقاطع، کل این عبارت ۱۸ حرفی به عنوان یک کلید یا پاسخ مد نظر قرار میگیرد.
از نظر فرهنگ و نمادشناسی، طره همواره یادآور زلف و زیبایی ادبی و کثرت آفرینش است، در حالی که پرز حس گرما، لطافت و راحتی را منتقل میکند. در قرآن کریم گرچه خود این کلمات مستقیماً نیامدهاند، اما مفاهیم معادل آنها مانند «استبرق» (دیبای ضخیم و پرزدار) برای توصیف جامههای بهشتی به کار رفته است.