یعنی چه
راد صفت زیبایی در زبان فارسی است که به شخص بافرهنگ، کریم، گشادهدست و دارای اصالت و اخلاق نیکو که بدون چشمداشت به دیگران یاری میرساند، اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه به صورت راد (Rād) تلفظ میشود؛ حرف راء دارای فتحه و پس از الف، حرف دال ساکن است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «معنی راد» دقیقاً ۷ حرف دارد. همچنین بسته به تعداد حروف، کلماتی چون جوانمرد، بخشنده یا سخی نیز میتوانند پاسخ این پرسش باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی که مفاهیم کرم، اصالت و روحیه مروت را تداعی میکنند به عنوان معادل به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی صفاتی که بر بخشندگی مادی و بزرگواری رفتاری دلالت دارند، نزدیکترین برگردان برای این کلمه هستند.
به ترکی
در زبان ترکی برای توصیف ویژگیهای اخلاقی راد، از واژههایی استفاده میشود که همزمان بخشش و شجاعت فرد را نشان میدهند.
به فارسی
واژه راد همخانواده با کلماتی نظیر رادمرد، رادمنش، رادین و رادان است. متضادهای اصلی آن در فرهنگ زبانی واژههای بخیل، لئیم، خسیس و ناجوانمرد هستند.
در قرآن
راد یک واژه اصیل فارسی باستان است و طبیعی است که در قرآن وجود نداشته باشد؛ با این حال مفاهیم اخلاقی همسو با آن مانند جود، کرم، احسان و برّ در آیات متعددی ستایش شدهاند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات کهن ایران، راد مظهر و نماد مروت، مناعت طبع بلند و انسانی است که از خساست، تنگنظری و دنیاطلبی آزاد گشته و خیرش به جامعه میرسد.
جمعبندی و توضیح کامل معنی راد
واژه «راد» یکی از اصیلترین و کهنترین واژههای زبان فارسی است که ریشه در دوران باستان (زبانهای اوستایی و پهلوی) دارد. در اوستایی این کلمه به معنای یاریرسان و بخشنده به کار میرفته و گذر زمان، اصالت معنایی آن را حفظ کرده است. این کلمه امروزه علاوه بر کاربرد صفت در متون ادبی، به عنوان یک نام کوچک و محبوب پسرانه نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
در فرهنگ ایرانی، شخص راد تنها به کسی که مال خود را میبخشد گفته نمیشود؛ بلکه این عنوان جایگاه فردی است که خردمندی، شجاعت، مناعت طبع و آزادی از قید و بندهای مادی را یکجا در خود جمع کرده است. به بیانی دیگر، راد بودن تبلور والاترین ویژگیهای انسانی و اخلاقی در جامعه به شمار میرود.