معنی
تسبیح در لغت به معنی یاد کردن خداوند به پاکی و منزه دانستن او از هرگونه عیب و کاستی است. همچنین در کاربرد عام، به رشتهای از مهرهها گفته میشود که برای نگه داشتن تعداد ذکرها و دعاها به کار میرود.
یعنی چه
این واژه یعنی روان شدن زبان در ستایش پروردگار و منزه شمردن ذات حقتعالی از صفات مخلوقات و هرگونه نقص. در حقیقت، اقرار به کمال مطلق خداوند است.
مترادف
کلماتی مانند تنزیه و تقدیس به جنبه معنوی و عبادی آن اشاره دارند و سبحه معادل ابزار فیزیکی آن است.
هم خانواده
این واژگان همگی از ریشه ثلاثی مجرد عربی «س-ب-ح» مشتق شدهاند.
ریشه
این کلمه اسم مصدر از باب تفعیل است. در زبانهای سامی ریشه آن به معنای حرکت سریع و شناور شدن بوده که در اصطلاح دینی به دور دانستن خداوند از آلودگی و نقص (تنزیه) تغییر معنا یافته است.
جمله سازی
به انگلیسی
برای مفهوم عبادی از واژه glorification و برای دانه های ذکر از prayer beads استفاده می شود.
به عربی
در عربی فصیح به خودِ مهرههای تسبیح، مسبحه یا سبحه میگویند.
نماد چیست
تسبیح در فرهنگ اسلامی نماد زهد، ارتباط دائمی با خالق و پارسایی است. در ادبیات عرفانی گاه به عنوان نمادی از عبادات ظاهری نیز به کار رفته که عارف باید از آن فراتر رود.
جمعبندی و توضیح کامل تسبیح
تسبیح واژهای با ریشه عربی است که دو کاربرد عمده در فرهنگ و زبان فارسی دارد؛ در مرتبه نخست به معنای منزه و پاک دانستن پروردگار از هرگونه عیب و نقص است که از مفاهیم کلیدی در الهیات اسلامی به شمار میرود. در مرتبه دوم، به رشتهای از مهرههای گلی، سنگی یا چوبی اطلاق میشود که دینداران برای شمارش اذکار خود از آن استفاده میکنند.
این کلمه در ادبیات فارسی و عرفانی نیز جایگاه ویژهای دارد و به عنوان نمادی از پارسایی، زهد و یاد خدا شناخته میشود. مشتقات این واژه بیش از ۹۰ بار در قرآن کریم تکرار شدهاند که نشاندهنده جریان داشتن ستایش و تنزیه در میان تمامی موجودات عالم هستی است.