یعنی چه
این اصطلاح در دو مفهوم کلی به کار میرود: نخست در معنای حقیقی به معنای پایین آوردن و زمین گذاشتن بار سنگینی که بر دوش و گردن حمل میشده است؛ و دوم در معنای کنایی و رایج آن که به معنای رفع مسئولیت از خود، ادا کردن دین یا تکلیف، آسوده شدن از وظیفهای سنگین، یا سرفرود آوردن و تسلیم شدن در برابر یک موقعیت پس از تحمل سختی است.
تلفظ
تلفظ این عبارت فعلی ترکیبی به صورت «از گردن فرو نهادن» (az gardan forū nahādan) است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این مدخل در جدول خود عبارت «از گردن فرو نهادن» با ۱۴ حرف است. همچنین کلماتی نظیر تسلیم شدن یا رفع مسئولیت نیز میتوانند به عنوان جایگزین مد نظر قرار گیرند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به کاربرد معنایی (رفع مسئولیت یا تسلیم شدن) از اصطلاحات فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای مفهوم رفع تکلیف از عبارت خلع الربقه و برای مفهوم اطاعت از واژگان خضوع و انقیاد استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن شامل واژگانی چون: رفع مسئولیت کردن، بار تکلیف را زمین گذاشتن، ادا کردن دین، فراغت یافتن، تسلیم شدن، منقاد شدن و سر فرود آوردن است. متضاد آن نیز «به گردن گرفتن» و «گردنکشی» میباشد.
در قرآن
عین این عبارت در قرآن نیامده است، اما مفهوم ادای تکلیف و برداشتن بار سنگین تعهد، کاملاً معادل آیه ۲ و ۳ سوره انشراح است: «وَضَعْنَا عَنْکَ وِزْرَکَ * الَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ» (بار سنگین را از پشت/گردن تو برداشتیم). همچنین مفهوم تسلیم و خضوع اخلاقی آن نیز در آیات متعدد ستوده شده است.
نماد چیست
این عبارت در فرهنگ و ادبیات فارسی نماد رهایی از تکلف، آزادی از بند تعهدات سنگین و رسیدن به فراغت و سبکبالی پس از انجام کامل وظیفه است. در فضای عرفانی و ادبی نیز پایین آوردن گردن، نماد فروتنی، شکستن منیت و تسلیم محض در برابر حق و حقیقت به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل از گردن فرو نهادن
اصطلاح «از گردن فرو نهادن» یک ترکیب کنایی و فصیح در زبان فارسی دری است که از کنار هم قرار گرفتن واژه «گردن» و فعل پیشوندی «فرو نهادن» شکل گرفته است. این عبارت بسته به سیاق متن در دو مجرای معنایی متمایز اما مرتبط کاربرد دارد؛ در وهله اول به معنای انجام دادن کامل یک وظیفه، ادای دین و سلب مسئولیت پس از یک دوره سختی است که فرد را به فراغت و سبکبالی میرساند.
در وجه دیگر، این اصطلاح تجسمی استعاری از پایین آوردن سر به نشانه تسلیم، فروتنی و طاعت است. گرچه این ترکیب به صورت یک مدخل مستقل در برخی لغتنامههای سنتی ثبت نشده، اما تکتک اجزای آن دارای ریشههای کهن اصیل هستند و مفهوم رهایی از بار گناه یا مسئولیت سنگین در آیات قرآن کریم نیز با مضامینی مشابه بازتاب یافته است.