معنی
حسرت حالتی روانی همراه با آرزو و درد درونی است که نسبت به گذشته یا یک فرصت از دست رفته در انسان شکل میگیرد؛ به گونهای که فرد آرزوی بازگشت آن شرایط را دارد در حالی که جبران آن دیگر ممکن نیست.
یعنی چه
وقتی کسی حسرت میخورد، در واقع دچار نوعی غم عمیق ناشی از فقدان یا محرومیت شده است. این واژه در گفتگوهای روزمره به معنای آرزوی پردرد برای داشتن چیزی است که در دست دیگران است یا در گذشته وجود داشته است.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این کلمه از ریشه عربی «ح-س-ر» مشتق شده است. در ریشهشناسی لغوی، اصل این ماده به معنای «کنار زدن لباس، برهنه کردن و آشکار شدن» است. از آنجا که هنگام اندوهِ شدید بر گذشته، گویی پردههای جهل کنار میروند و حقیقت یا ناتوانی و ضعف درونی فرد آشکار و بیرمق میشود، به این حالت «حسرت» میگویند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه «حسرت» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «افسوس»، «دریغ عمیق» یا «پشیمانی شدید» به کار میرود که دقیقاً ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
جمعبندی و توضیح کامل حسرت
واژه «حسرت» یکی از مفاهیم عمیق عاطفی و روانی در زبان فارسی و فرهنگ اسلامی است که بار معنایی سنگینی از اندوه، فقدان و فرصتهای سوخته را به دوش میکشد. در ریشهشناسی لغوی آن، نوعی پردهبرداری و آشکار شدنِ ناتوانی انسان نهفته است؛ حالتی که در قرآن کریم نیز به وفور برای تنبه انسانها به کار رفته و از روز قیامت با عنوان «یوم الحسرۃ» یاد شده است، چرا که در آن روز حقیقت اعمال و کوتاهیها آشکار میگردد.
در ابعاد فرهنگی و ادبیات کلاسیک فارسی، حسرت جایگاه ویژهای در اشعار عاشقانه و عارفانه دارد و نمادی از دلتنگی برای وصال یا آرزوهای دستنیافتنی است. جلوهٔ طبیعی این مفهوم در فرهنگ ما «گل حسرت» (سورنجان) است؛ گلی که در اواخر زمستان میروید و پیش از رسیدن بهار از بین میرود و در ادبیات، نماد کسی است که آرزوی دیدن بهار را دارد اما خودش هرگز آن را تجربه نمیکند. نشانه فیزیکی معروف آن نیز در فرهنگ عامه، انگشت به دندان گزیدن است.