یعنی چه
این ترکیب در زبان فارسی دو کاربرد دارد؛ در نگاه لغوی و عامیانه (طبق نظر دهخدا) به معنی حدّت، شدّت، هیجان بالا و شور و غوغا است که در آن «فتور» ریشه عربی ندارد. در نگاه ادبی و بلاغی دیگر، ترکیب عطفی دو حالت متضاد یعنی «شور» (جوش و خروش) و «فتور» (سستی و رخوت) است که نوسان حالات آدمی را نشان میدهد.
تلفظ
واژه اول با ضمه شین (شُور) و واژه دوم با ضمه فاء و تاء (فُتُور) تلفظ میشود و واو عطف میان آنها قرار میگیرد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این ابهام بسته به تعداد حروف معمولاً خود عبارت «شور و فتور» (۸ حرف) یا مترادفهایی چون «حدت و شدت» و «غوغا» است.
به انگلیسی
با توجه به دو تعبیر موجود، معادلهای انگلیسی آن از واژگان مربوط به شور و حرارت بالا تا عبارات توصیفکننده نوسان میان اشتیاق و بیحالی را شامل میشود.
به عربی
در زبان عربی اگر معنای اول (شدت و حدت) مد نظر باشد از واژگانی چون حده و شده استفاده میشود و اگر ترکیب دو صفت متضاد باشد، به صورت تشریحی بیان میگردد.
به فارسی
معادلهای خالص فارسی این ترکیب شامل عباراتی چون «تاب و تب»، «سوز و گداز» یا «جوش و خروش» (برای معنای اول) و تضاد «حرارت و سردی» (برای معنای دوم) است.
در قرآن
این ترکیب عطفی در قرآن کریم وجود ندارد. واژه «فُتور» به معنی سستی، به صورت فعلی در آیه ۲۰ سوره انبیاء («لَا یَفْتُرُونَ» به معنی سستی نمیورزند) و واژه «فطور» به معنی شکاف و خلل در آیه ۳ سوره ملک آمده است، اما این ریشهها با کاربرد عامیانه و اتباعی شور و فتور در فارسی متفاوت هستند.
جمعبندی و توضیح کامل شور و فتور
عبارت «شور و فتور» یکی از ترکیبهای جالب و دوپهلوی زبان فارسی است. از یک سو، علامه دهخدا در یادداشتهای خود صراحتاً اشاره میکند که کلمه «فتور» در این ترکیب ریشه عربی (به معنی سستی) ندارد، بلکه یک لفظ عامیانه یا دگرگونشده است که در کنار شور میآید و روی هم معنای «حدت، شدت، غوغا و تاب و تب زیاد» را میسازد. در این تعبیر، شور و فتور یعنی به اوج رسیدن هیجان و حرارت یک پدیده یا رفتار.
از سوی دیگر، در بسیاری از متون ادبی و بلاغی، این عبارت را به عنوان یک هم-نشینی متضاد (پارادوکسیکال) در نظر میگیرند؛ ترکیبی از «شور» فارسی (به معنی اشتیاق و جوشش) و «فُتور» عربی (به معنی سستی، رخوت و کمشدن انرژی). در این نگاه ادبی، شور و فتور نمادی از نوسانات روحی و احوال انسان است که مدام بین انگیزه بالا و خستگی یا فرسودگی در رفتوآمد است.
بنابراین، بسته به متن و لحن نگارش، این عبارت میتواند یا نشاندهنده غوغا و حرارت بسیار شدید باشد یا بیانگر حالت سینوسی و متغیر زندگی انسان میان جوش و خروش و آرامش و رکود.