یعنی چه
واژه «زمس» در فرهنگهای واژگان فصیح به صورت مستقل ثبت نشده است، اما در حقیقت شکل تخفیفیافته، عامیانه یا گویشی از کلمه «زمستان» (برگرفته از زَم به معنی سرما + ستان) است که به فصل سرما اشاره دارد.
مترادف
این کلمات به عنوان جایگزینها و معادلهای معنایی واژه در لغتنامهها شناخته میشوند.
متضاد
واژههایی که از نظر معنایی در نقطه مقابل فصل سرما و زمستان قرار میگیرند.
هم خانواده
واژگانی که از ریشه ایرانی باستان زَم (به معنی سرما) مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه ریشه خالص ایرانی باستان دارد. در زبان اوستایی به صورت zayna یا zəm، در زبان سانسکریت hima (مانند هیمالیا به معنی خانه برف) و در زبان پهلوی به صورت zamestān ثبت شده است.
جمله سازی
تلفظ
در گویشهای عامیانه و مرکزی ایران (مانند اصفهانی و یزدی) معمولاً با کسره یا فتحه حروف اول تلفظ میشود تا کوتاهشدهٔ زمستان باشد.
به انگلیسی
معادل رسمی و دقیق این واژه در زبان انگلیسی که به فصل چهارم سال اشاره دارد.
به فارسی
برگردان واژه به زبان فارسی معیار و فصیح، همان فصل زمستان یا پدیده سرما است.
نماد چیست
در ادبیات و نمادشناسی فرهنگی، این واژه و اصل آن (زمستان) به عنوان نمادی از پایان یک دوره، پیری، رکود، خواب طبیعت، سپیدی، تنهایی و گاه سختیهای زندگی شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل زمس
واژه «زمس» یک مدخل مستقل و رسمی در فرهنگهای لغت معیاری چون دهخدا یا معین نیست؛ بلکه یک واژه ۳ حرفی است که در حل جدولهای متقاطع کاربرد دارد و در واقع صورتِ تخفیفیافته، عامیانه یا گویشی از واژه اصیل «زمستان» به شمار میرود.
ریشه اصلی این کلمه به زبانهای ایرانی باستان و واژه «زَم» بازمیگردد که معنای سرما و سردی را افاده میکند. این ریشه کهن در واژههای دیگری نظیر «زمهریر» نیز تجلی یافته است؛ کلمهای که حتی در قرآن کریم (آیه ۱۳ سوره انسان) به معنای سرمای شدید به کار رفته است.
بنابراین، هنگام مواجهه با این لفظ در بازیهای کلمات و جداول، باید آن را مترادف با فصل سرما، شتا و زمستان در نظر گرفت که نماد سپیدی، خواب طبیعت و آرامش است و ریشهای تنیده در تاریخ زبانهای هندواروپایی دارد.