معنی
واژه ظاهر به معنی هر آن چیزی است که قابل مشاهده، روشن و عیان باشد. این کلمه همچنین به پوسته، صورت، قیافه و نمای بیرونی انسان یا اشیاء اشاره دارد که در نقطه مقابل درون یا باطن قرار میگیرد.
یعنی چه
در اصطلاح، ظاهر به مرتبهای از وجود، شیء یا معنا گفته میشود که برای همگان قابل درک و مشاهده است و ابهامی در دیدن آن وجود ندارد.
مترادف
این واژهها همگی در معنای عیان بودن و قابلیت رویت با کلمه ظاهر مشترک هستند.
متضاد
این کلمات به مفهوم درون، غیب و آنچه از دیدگان پوشیده است اشاره دارند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی (ظ ه ر) مشتق شدهاند.
ریشه
ریشه اصلی این واژه در زبان عربی به معنای «آشکار شد، پدیدار شد، نیرو گرفت» است. همچنین این ریشه با واژه «ظَهر» به معنای کمر یا پشت نیز پیوند دارد؛ چرا که پشت چهارپایان مرتفعترین و نمایانترین بخش بدن آنهاست و مجازاً به معنای آشکار شدن به کار رفته است.
جمله سازی
در جدول
کلمه «ظاهر» در جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان راهنما برای پاسخهای ۴ یا ۵ حرفی مانند خود ظاهر، آشکار، پیدا و عیان استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، میتوان از معادلهای فوق برای ترجمه واژه ظاهر استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل ظاهر
واژه «ظاهر» ریشه در زبان عربی (ماده ظ ه ر) دارد و در زبان فارسی به معنای آشکار، هویدا، پدیدار و نمای بیرونی یا شکل و قیافه هر چیز در مقابل «باطن» به کار میرود. این کلمه در اصطلاح لغوی به هر آنچه که با حواس پنجگانه قابل لمس و رویت باشد اشاره دارد.
در فرهنگ اسلامی، قرآنی و عرفانی، ظاهر اهمیت ویژهای دارد؛ به طوری که «الظَّاهِر» یکی از اسما و صفات الهی است که در آیه ۳ سوره حدید در کنار «الباطن» ذکر شده است. در نمادشناسی شرقی، ظاهر نماد جهان ماده، طبیعت، کثرت و عالم شهادت است، در حالی که باطن به عالم غیب، ملکوت و حقیقت پنهان دلالت میکند.
این واژه کاربرد گستردهای در ادبیات، فلسفه و گفتوگوهای روزمره دارد و به ما یادآوری میکند که همواره میان پوسته بیرونی اشیاء و حقایق درونی آنها تفاوتی بنیادین وجود دارد.