معنی
واژه «سج» در زبان فارسی کهن به معنای رخساره، روی و صورت (با فتح سین: سَج) به کار میرفته است. همچنین در برخی فرهنگها معنای کفل و سرین (با ضم سین: سُج) نیز برای آن ذکر شده است. در زبان عربی، این کلمه به صورت مصدر (سَجّ) به معنی گل اندود کردن دیوار یا رقیق شدن یک ماده غلیظ کاربرد دارد.
یعنی چه
این واژه بسته به بافت متن و ریشه آن دو مفهوم کاملاً متفاوت دارد؛ اگر اصیل و فارسی باشد یعنی همان رخسار و سیمای فرد، و اگر وامواژه یا مصدر عربی باشد یعنی پوشاندن سطح دیوار با لایهای از گل رقیق.
مترادف
برای معنای فارسی آن کلماتی چون چهره و رخ، و برای معنای عربی آن واژههایی مانند طین (گلکاری) مترادف محسوب میشوند.
متضاد
این واژه متضاد مستقیم و اصطلاحی در لغتنامهها ندارد، اما با توجه به معنای «صورت و روی»، میتوان کلماتی نظیر پشت یا باطن را به عنوان مفاهیم مقابل آن در نظر گرفت.
هم خانواده
برای ریشه فارسی این واژه، همخانواده رایجی وجود ندارد. در ریشه عربی با کلماتی نظیر سجّاج همخانواده است. توجه شود که این واژه با سجع، سجده، سجاده یا سجین همریشه نیست و نباید اشتباه گرفته شود.
ریشه
این کلمه دو منشأ کاملاً مجزا دارد؛ یکی ریشه کهن ایرانی و فارسی باستان که به معنای رخساره و چهره است، و دیگری ریشه عربی از فعل «سَجَّ» به معنی گلمالی کردن.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر طراح به دنبال واژهای دو حرفی به معنای رخساره، چهره یا روی باشد، پاسخ دقیق آن «سج» است.
به انگلیسی
بسته به اینکه کدام معنای سج مد نظر باشد، معادلهای انگلیسی متفاوتی نظیر Face برای چهره یا Plastering برای گلکاری دیوار دارد.
جمعبندی و توضیح کامل سج
واژه «سج» از جمله کلمات کمکاربرد و متروک در زبان فارسی امروز است که ارزش دانشنامهای و حل جدولی بالایی دارد. این واژه دو ریشه مستقل دارد؛ در زبان فارسی کهن به معنای رخساره، روی و چهره (با تلفظ سَج) و یا کفل (با تلفظ سُج) به کار میرفته، در حالی که در زبان عربی مصدری به معنای گلمالی کردن دیوار است.
نکته مهم در بررسی این واژه، عدم اشتباه گرفتن آن با واژههای همآوا یا مشابهی مانند «سجع» (آرایه ادبی) یا «سجده» است که ریشههای کاملاً متفاوتی دارند. این واژه در قرآن کریم به این صورتِ دو حرفی کاربرد ندارد و صرفاً در اشعار و متون ادبی بسیار کهن فارسی به عنوان معادل رخسار دیده میشود.