معنی
فلزی است زردرنگ، کمیاب، چکشخوار و بسیار ارزشمند که در صنایع جواهرسازی، سکهسازی، الکترونیک و سرمایهگذاریهای مالی کاربرد گستردهای دارد و به عنوان مظهر ثروت شناخته میشود.
یعنی چه
در اصطلاح عامیانه و فرهنگی، اشاره به هر چیز بسیار نفیس، گرانبها، کمنظیر و باارزش دارد و در معنای مادی، همان عنصر شیمیایی واسطه با ارزش اقتصادی بالا است.
مترادف
واژههایی چون زر (فارسی) و ذهب (عربی) رایجترین کلمات هممعنی با طلا هستند.
متضاد
از نظر ارزش مالی و طبقهبندی سنتی فلزات گرانبها، نقره یا سیم به عنوان جفت و متضاد تاریخی طلا مطرح میشود.
هم خانواده
این کلمات در زبان فارسی از واژه طلا یا مشتقات آن در تعامل با قواعد عربی شکل گرفتهاند.
ریشه
ریشه دقیق این واژه در معنای فلز زر مورد اختلاف است؛ این کلمه در اصل با املای طلاء عربی است (که در عربی فصیح به معنی پوشش یا رنگ است)، اما طبق لغتنامه دهخدا، برخی فرهنگنویسان قدیمی احتمال دادهاند که معرب واژه هندی «تِله» یا واژه فارسی «تَلا» باشد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ مستقیم برای فلز زردرنگ گرانبها با ۳ حرف، خود کلمه «طلا» یا «ذهب» است و با ۲ حرف کلمه «زر» میباشد.
به انگلیسی
معادل این واژه در زبان انگلیسی Gold است که در علم شیمی با نماد Au (برگرفته از واژه لاتین Aurum به معنی درخشش سپیدهدم) نمایش داده میشود. در زبان عربی فصیح به آن الذَّهَب میگویند.
جمعبندی و توضیح کامل طلا
طلا یکی از گرانبهاترین فلزات جهان است که از دیرباز به عنوان مظهر ثروت، قدرت، زیبایی و ماندگاری شناخته میشود. این عنصر به دلیل چکشخواری بالا، عدم اکسیداسیون در مجاورت هوا و درخشش طبیعی، جایگاه ویژهای در جواهرسازی و ضرب سکه داشته و امروزه نیز نقشی حیاتی در اقتصاد جهانی و صنایع پیشرفته ایفا میکند.
از نظر لغوی، اگرچه در فارسی امروزی مستقیماً به این فلز اشاره دارد، اما ریشههای آن با زبانهای عربی و هندی گره خورده است؛ در حالی که در متن قرآن کریم برای اشاره به این مفهوم، ۸ بار از معادل عربی آن یعنی «الذَّهَب» استفاده شده است. این واژه در ادبیات و فرهنگ عامه کنایه از هر چیز پاک، کمالیافته و ابدی دارد.