یعنی چه
این واژه به معنای پرتاب کردن و به جانب خارج انداختن اشیاء بیارزش است. در مفهوم مجازی و عرفانی نیز به رها کردن افکار منفی، عادات ناپسند و ترک تعلقات دنیوی اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ این مصدر مرکب به صورت «دُور فِکَندَن» (dūr fakandan) یا با همزه به صورت «دُور اَفکَندَن» (dūr afkandan) در زبان فارسی معیار صورت میگیرد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، عبارت «دور فکندن» دقیقاً یک پاسخ ۸ حرفی است. از دیگر گزینههای مشابه میتوان به دور انداختن یا طرد کردن اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن و کاربرد مادی یا معنایی، از افعال عبارتی و واژگان فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مصادر و افعال مشتق از ریشههای نَبَذَ و طَرَحَ دقیقترین معادلها برای رساندن این مفهوم هستند.
به فارسی
معادلها و واژههای جایگزین اصیل فارسی شامل دور انداختن، راندن، طرد کردن، پرتاب کردن به خارج و کنار گذاشتن هستند.
نماد چیست
این عبارت مظهر و نماد رسمیِ شناختهشدهای در اسطورهشناسی ندارد، اما مجازاً نماد پاکسازی جامعه یا ذهن از امور ناپسند، رها کردن گذشته و آزاد شدن از قید و بندهای مادی است.
جمعبندی و توضیح کامل دور فکندن
مصدر مرکب «دور فکندن» (یا دور افکندن) از ترکیب واژه «دور» (ریشه در پارسی میانه dūr) و فعل «فکندن/افکندن» (ریشه در پارسی میانه afgandan به معنی پرتاب کردن و ویران کردن) ساخته شده است. این واژه در بعد مادی به معنای انداختن اشیاء بیارزش به محیط بیرونی و در بعد معنایی و ادبی به معنای راندن خصلتهای بد یا طرد کردن افراد است.
در متون دینی و قرآنی، اگرچه این ترکیب فارسی عیناً به کار نرفته، اما مفاهیم مترادف آن در قالب افعالی مانند «نَبَذَ» (مانند افکندن فرعونیان در دریا) و «طَرَحَ» (انداختن یوسف در سرزمین دور) به وفور دیده میشود. این واژه در ادبیات عرفانی ما نیز جایگاه ویژهای داشته و به عنوان نمادی برای پاکسازی درون و تجرید از تعلقات دنیوی شناخته میشود.