یعنی چه
در علم منطق و فلسفه، عرض مفارق به محمول عَرَضی و ویژگیای گفته میشود که وجودش برای ذات و ماهیت یک شیء ضروری نیست؛ به این معنی که آن ویژگی میتواند از بین برود یا تغییر کند، اما خودِ شیء همچنان با ماهیت اصلی خود باقی بماند. برای مثال، «ایستاده بودن» یا «بیمار بودن» برای انسان یک عرض مفارق است.
تلفظ
این ترکیب وصفی به صورت [عَ رَ ضِ / مُ فا رِ ق] تلفظ میشود. کلمه اول دارای فتحتین بر روی عین و راء، و کلمه دوم با ضم میم، ف ممدود، کسر راء و سکون قاف است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح فلسفی و منطقی به عنوان صفت انفکاکپذیر یا غیرلازم، خودِ عبارت «عرض مفارق» با ۸ حرف (بدون احتساب فاصله) یا معادلهای آن است.
به انگلیسی
در فلسفه غربی و اصطلاحات ارستوئی، این مفهوم دقیقاً با واژه معادل صفت یا حادثه تفکیکپذیر ترجمه میشود.
به عربی
این اصطلاح اساساً از منطق و فلسفه اسلامی و زبان عربی وارد ادبیات علمی فارسی شده و در متون کهن به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
معادلهای پارسی صریح این اصطلاح تخصصی شامل کلماتی چون «صفت عارضی جداییپذیر»، «ویژگی ناپایدار» و «نمود غیراصلی» است که مفهوم انفکاک ویژگی از ذات را میرسانند.
در قرآن
عین ترکیب اصطلاحی «عرض مفارق» در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، واژه «عَرَض» در آیاتی مانند آیه ۹۴ سوره نساء به معنای متاع ناپایدار و زوالپذیر دنیا استفاده شده و ریشه «فراق» نیز به معنی جدایی در داستان موسی و خضر به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل عرض مفارق
اصطلاح «عرض مفارق» یکی از مفاهیم کلیدی در منطق صوری و فلسفه اسلامی (برگرفته از فلسفه مشاء و ارسطویی) است. در تقسیمبندی کلی، موجودات یا جوهر هستند که مستقل وجود دارند، یا عرض هستند که برای وجود داشتن نیاز به موضوع (جوهر) دارند. اعراض خود به دو دستهٔ «لازم» (مانند زوج بودن برای عدد چهار که هرگز از آن جدا نمیشود) و «مفارق» تقسیم میشوند.
عرض مفارق به آن دسته از ویژگیهایی گفته میشود که عارض بر یک شیء میشوند اما بر خلاف عرض لازم، پیوند دائم و عقلی با ذات آن ندارند. به عبارت دیگر، سلب این ویژگی از شیء، باعث از بین رفتن حقیقت و ماهیت اصلی آن موجود نمیشود. منطقدانان خودِ عرض مفارق را نیز به دو بخش دائم (مانند حرکت سیارات) و زایل یا موقتی (مانند جوانی، بیماری یا ایستادن انسان) تفکیک میکنند.
درک این مفهوم به فیلسوفان کمک میکند تا مرز میان «ذاتیات» یک پدیده و «عوارض خارجی و اتفاقی» آن را به درستی تشخیص دهند و در تعریف ماهوی اشیاء دچار مغالطه و اشتباه نشوند.