یعنی چه
ترکیب وصفی «سرسخت و مستبد» به شخصیتی اشاره دارد که در رای و رفتار خود بسیار یکدنده و غیرقابل تغییر است و همزمان با تکیه بر قدرتطلبی و استبداد، نظر خود را با زور بر دیگران تحمیل میکند.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «سَرسَخت و مُستَبِد» (sar-sakht va mostabed) است. واژه مستبد در اصل عربی دارای تشدید بر روی حرف دال است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف واژه اصلی، «سرسخت و مستبد» (۱۱ حرف) است و معادلهای آن نظیر دیکتاتور یا خودکامه نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم لجاجت و خودکامگی از ترکیب صفات فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه عَنید برای لجاجت و سرسختی، و مستبد یا جبار برای خودکامگی به کار میرود.
به فارسی
معادلها و واژههای جایگزین فارسی این ترکیب شامل عباراتی چون کلهشق، خیرهسر، ظالم، سختگیر و خودرأی است.
در قرآن
عین این ترکیب در قرآن نیست، اما مفهوم آن در قالب واژههایی چون «عَنِید» (سرسخت و لجوج) و «جَبّار» (زورگو) مطرح شده است؛ مانند آیه ۱۵ سوره ابراهیم: «وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ».
جمعبندی و توضیح کامل سرسخت و مستبد
عبارت «سرسخت و مستبد» ترکیبی توصیفی از دو واژه با ریشههای متفاوت است؛ «سرسخت» واژهای اصیل و مرکب در زبان فارسی است که به لجاجت و انعطافناپذیری فرد اشاره دارد، در حالی که «مستبد» اسم فاعلی وامگرفته از ریشه عربی (ب-د-د) است و بر فرمانروایی انفرادی، خودکامگی و بیتوجهی به مشورت دلالت میکند.
این اصطلاح در ادبیات سیاسی، اجتماعی و مذهبی دارای بار معنایی کاملاً منفی است و به عنوان نمادی از قدرتِ بدون مدارا شناخته میشود. در فرهنگ و ادبیات، شخصیتهایی چون ضحاک ماردوش در شاهنامه فردوسی و فرعون در متون دینی، نمونههای بارز و نمادین یک حاکم سرسخت و مستبد هستند که هیچگونه نرمش یا انتقادی را برنمیتابند.