یعنی چه
تململ در لغت به معنای بیتابی کردن، کلافگی و جابهجا شدن مداوم بدن است. این حالت معمولاً زمانی رخ میدهد که فرد به دلیل بیماری، تب، درد شدید یا غم و اندوه فراوان، آرام و قرار ندارد و در بستر خود از پهلو به پهلو میغلتد.
تلفظ
این واژه به صورت تَمَلْمُل (tamalmol) تلفظ میشود که مصدری از باب تفعلل در زبان عربی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه تململ به عنوان پاسخ برای واژههای راهنمایی مانند بیقراری، بیتابی کردن، یا از پهلو به پهلو غلتیدن بیمار به کار میرود.
به انگلیسی
برای توصیف این حالت در زبان انگلیسی از واژههایی که نشاندهنده عدم سکون و بیتابی جسمی هستند استفاده میشود.
به عربی
این واژه در اصل خود یک مصدر عربی از ریشه رباعی «ململ» است و در زبان مبدأ نیز دقیقاً به همین معنای بیتابی و ناآرامی به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل بیقراری، کلافگی، ناآرامی، و تعابیری چون «پهلوبهپهلو شدن بیمار در بستر» یا «وول خوردن از روی اضطراب» است. متضاد آن نیز واژههایی مانند آرامش، سکون و طمأنینه هستند.
در قرآن
واژه «تململ» در متن قرآن وجود ندارد. (توجه شود که فعل «ولْیُمْلِل» در آیه ۲۸۲ سوره بقره از ریشه «املال» به معنی املاء کردن و گفتن متن است و ارتباطی به تململ ندارد). با این حال، مفاهیم همسو با آن مانند «جزع» و «هلع» که بر بیتابی انسان دلالت دارند، در قرآن آمدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل تململ
واژه «تململ» یک وامواژه عربی در زبان فارسی است که حالتی روانتنی را توصیف میکند؛ وضعیتی که در آن فرد به دلیل رنج جسمانی مثل تب و درد، یا فشارهای روحی مانند اضطراب و اندوه شدید، دچار بیقراری حرکتی میشود و نمیتواند در یک جا آرام بگیرد. این حالت معمولاً با جابهجا شدن مداوم و غلتیدن در بستر همراه است.
در ادبیات فارسی، تململ اصطلاحی کنایی و استعاری برای توصیف احوال بیماران رو به موت، عاشقان دلخون در هجران، یا افراد بهشدت کلافه است که بستر و استراحتگاه برایشان حکم فرشی از آتش را پیدا میکند. این کلمه به خوبی پیوند میان تشویش درونی و نمودهای حرکتیِ بیرونی آن را به تصویر میکشد.