یعنی چه
بدنصیب صفت مرکبی است برای توصیف فردی که سهم و تقدیر او از خوشی، سعادت یا مال دنیا ناچیز است؛ به عبارتی به کسی که مدام با بدشانسی و ناکامی روبرو میشود بدنصیب میگویند.
تلفظ
این واژه از دو بخش «بَد» (فارسی) و «نَصيب» (عربی) تشکیل شده و به صورت کلی [بَدْ + نَ + صيب] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه بدنصیب به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «بدشانس»، «سیاهبخت» یا «کمبهره» کاربرد دارد و طول آن ۶ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن متن، عبارات فوق دقیقترین معادلها برای رساندن مفهوم سهم و طالعِ بد هستند.
به عربی
برای رساندن مفهوم ترکیبی بدنصیب در زبان عربی، اصطلاح «سیئ الحظ» (دارای بخت بد) رایجترین گزینه است.
به فارسی
واژههای مترادف فارسی که همان بار معنایی را دوش میکشند شامل شوربخت، نگونبخت، کمبخت و بینصیب هستند که ریشه در مفهوم بخت و تقدیر نامساعد دارند.
در قرآن
ترکیب فارسی-عربی «بدنصیب» در متن قرآن وجود ندارد. با این حال، مفهوم آن در واژگانی چون «شقی» (بدبخت در برابر سعید) یا «الأشقی» (بدنصیبترین در آخرت، آیه ۱۱ سوره اعلی) دیده میشود. همچنین ریشه عربی آن یعنی «نصیب» بارها به معنی سهم و بهره استفاده شده است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات، بدنصیبی با نمادهایی چون «طالع نحس» یا «ستاره افولکرده» تصویر میشود. بار معنایی این واژه بیشتر تقدیری و فلسفی است و به رنجهای پایدار و ناخواسته اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل بدنصیب
واژه «بدنصیب» یک صفت مرکب ساختهشده از پیشوند فارسی «بد» و واژه عربی «نصیب» (به معنی سهم و قسمت) است. این واژه در زبان فارسی برای توصیف افرادی به کار میرود که سهم آنها از مواهب زندگی، خوشبختی و موفقیت ناچیز است و مدام با ناکامی یا بداقبالی مواجه میشوند.
اگرچه این ترکیب در متون بسیار کهن فارسی رایج نبوده و بیشتر از کلماتی مانند بدبخت یا بینصیب استفاده میشده، اما امروزه جایگاه خود را در زبان فارسی و بهویژه در زبان اردو (به عنوان یک وامواژه کلیدی) حفظ کرده است. این کلمه بار معنایی عمیقتری نسبت به یک بدشانسی ساده دارد و به نوعی به ساختار تقدیر و سرنوشت گره خورده است.
در حوزههای مذهبی و قرآنی، مفهوم این واژه با اصطلاحاتی چون «شقاوت» و «شقی» (در برابر سعادت) همپوشانی دارد که نشاندهنده محرومیت فرد از رحمت یا عاقبتبخیر شدن است.