یعنی چه
گریبانگیر صفت فاعلی مرکب مرخم است و به هر ویژگی، بیماری، مصیبت یا مشکلی اطلاق میشود که دامنگیر انسان یا جامعه شده و آنها را به شدت درگیر و مبتلا سازد. در زبان عامه و ادبی، وقتی مشکلی یقه کسی را میگیرد و رهایش نمیکند، به آن گریبانگیر میگویند.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت فتح واو نیست، بلکه با کسره گاف و سکون دیگر حروف خوانده میشود: گِریبانگیر (gerībāngīr).
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «گرفتارکننده» یا «مبتلاکننده»، واژه ۹ حرفی «گریبانگیر» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، عبارات فوق برای توصیف یک بحران یا گرفتاری ناگزیر انگلیسی استفاده میشوند.
به عربی
معادل دقیق یک کلمهای ساختاری در عربی ندارد؛ اما برای رساندن مفهوم گرفتاری و سختی از این واژگان استفاده میشود.
به فارسی
از واژههای هممعنی فارسی آن میتوان به «دامنگیر»، «یقهگیر»، «گرفتار» و اصطلاح «دستبهگریبان» اشاره کرد. واژه اصلی از ترکیب «گریبان» (یقه لباس، برگرفته از ریشه فارسی میانه گریوا به معنی گردن) و «گیر» (بن مضارع گرفتن) ساخته شده است.
در قرآن
ترکیب کنایی و فارسی «گریبانگیر» عینا در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ با این حال، مفاهیم مشابهی همچون حتمی بودن عذاب یا ابتلاء شدید با تعابیری نظیر «لَزَاماً» یا «أَخَذَتْهُم» بیان شده است.
جمعبندی و توضیح کامل گریبانگیر
واژه «گریبانگیر» یک صفت فاعلی مرکب و کنایی در زبان فارسی است که از الحاق «گریبان» (به معنی یقه لباس که ریشه در واژه باستانی گریوا به معنای گردن دارد) و بن مضارع «گیر» شکل گرفته است. این کلمه تصویر ذهنی قدرتمندی از چنگ انداختن مشکلات، بیماریها یا تقدیر ناگزیر به پیشآمد زندگی انسان را بازگو میکند، به طوری که فرد به راحتی نمیتواند خود را از آن وضعیت رها سازد.
در ادبیات فارسی و گفتارهای روزمره، این اصطلاح معمولاً باری منفی یا هشداردهنده دارد و زمانی به کار میرود که یک بحران، گریبان جامعه یا شخصی را چسبیده باشد. مترادفهای آن مانند دامنگیر و مبتلا، به خوبی عمق این گرفتاری و عدم امکان فرار آسان از عواقب یک عمل یا رخداد را بازتاب میدهند.