معنی
واژه آشفته به معنای هر چیزی است که از حالت نظم و آرامش طبیعی خود خارج شده باشد. این کلمه میتواند به وضعیت ظاهری (مانند موی ژولیده)، وضعیت روحی و روانی (مانند ذهن مضطرب و نگران) یا اوضاع اجتماعی و محیطی (مانند اوضاع نابسامان و دگرگونشده) اشاره داشته باشد.
یعنی چه
عبارت آشفته زمانی به کار میرود که نظم، ثبات یا آرامش در یک سیستم، ذهن یا محیط از بین رفته و جای خود را به آشفتگی، خشم، هیجان یا سردرگمی داده باشد. در واقع به معنای شوریده و دگرگونشده است.
مترادف
این واژهها همگی در معنای دگرگونی، بینظمی و از دست رفتن آرامش با آشفته مشترک هستند.
متضاد
کلمات فوق نشاندهنده حالت پایداری، نظم و سکون هستند که نقطه مقابل آشفتگی به شمار میروند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه باستانی مرتبط با برهم زدن و شوراندن مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه صفت مفعولی از مصدر «آشفتن» است. در زبان فارسی میانه (پهلوی) به صورت āšuftan و از ریشه باستانی -ā-šub به معنی شوراندن، به حرکت درآوردن و برهم زدن آمده که با واژه «آشوب» نیز همریشه است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه «آشفته» دقیقاً ۵ حرف دارد و به عنوان پاسخ کلماتی نظیر پریشان، شوریده یا نابسامان به کار میرود.
به انگلیسی
در زبانهای دیگر با توجه به سیاق متن، از واژگانی که بار معنایی اضطراب، بینظمی و سردرگمی دارند به عنوان معادل آشفته استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل آشفته
واژه آشفته یکی از کلمات اصیل و ریشهدار زبان فارسی است که ریشه در فارسی میانه دارد و به هر نوع دگرگونی، بینظمی و پریشانی در ظاهر، ذهن یا محیط اشاره میکند. این کلمه به دلیل بار معنایی و عاطفی قوی، کاربرد گستردهای در ادبیات روانشناختی و اجتماعی دارد.
در ادبیات عرفانی و شعر فارسی، بهویژه در دیوان حافظ و مولانا، تعابیری مانند «زلف آشفته» نمادی از کثرت جهان مادی و زیبایی سرکش است و «دل آشفته» تجلیبخش احوال عاشق بیقرار، شیدا و واله است. اگرچه این واژه در قرآن صراحتاً نیامده، اما مفاهیمی نظیر خوابهای پریشان با تعابیری مثل «أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ» در متن شریف قرآن منعکس شده است.