یعنی چه
واژه «البدار» اسم مصدر یا اسم فعل از ریشه عربی است که به معنی شتاب کردن، تعجیل، سرعت و مبادرت به کاری پیش از فوت وقت میباشد. در متون کهن گاهی به عنوان اسم فعل و به معنای «بشتاب!» نیز به کار رفته است.
تلفظ
این کلمه با کسر حرف «ب» به صورت «البِدار» تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، کلمه «البدار» به عنوان پاسخ برای راهنماهای «شتاب»، «عجله» یا «پیشدستی» کاربرد دارد و کلمهای ۶ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، معادلهای انگلیسی فوق مفاهیم مختلف سرعت و مبادرت را پوشش میدهند.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی این واژه شامل شتاب، تعجیل، کندوکاو در سرعت، پیشدستی و مبادرت به کار است. متضادهای آن در فارسی درنگ، تانی و کندی هستند.
در قرآن
خود واژه با الف و لام در قرآن نیامده، اما شکل مصدری آن یعنی «بِداراً» در آیه ۶ سوره نساء (...وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا...) به معنی شتابزدگی و عجله سرپرستان در بلعیدن اموال ایتام پیش از بزرگ شدن آنها به کار رفته است.
نماد چیست
در ادبیات و اخلاق، نماد «مبادرت به کار خیر پیش از فوت وقت» و گاهی نماد هشدار برای شتابزدگی است. در فقه نیز «قاعده بدار» نماد انجام تکالیف اضطراری در اول وقت است.
جمعبندی و توضیح کامل البدار
واژه «البدار» از ریشه عربی (ب د ر) مشتق شده و در اصل به معنای پیشی گرفتن، شتاب کردن و اقدام فوری در کارهای مهم است. این کلمه در ادبیات فارسی و اصطلاحات فقهی به عنوان یک وامواژه پرکاربرد شناخته میشود و بر اهمیت مغتنم شمردن فرصتها دلالت دارد.
در کاربرد قرآنی، این واژه در سوره نساء به شکل «بداراً» برای نهی از تعجیل در تصرف اموال یتیمان استفاده شده است. با این حال، در مفاهیم فرهنگی و عرفی، تکرار آن به صورت «البدار البدار» مایه انگیزش برای شتاب مثبت و پیشدستی در امور خیر و تکالیف است.
به طور خلاصه، این واژه شش حرفی در زبان فارسی مترادف با سرعت عمل، مبادرت و هوشیاری در بهرهبرداری از زمان است و نقطه مقابل مفاهیمی همچون تنبلی، درنگ و تانی به شمار میرود.