معنی
واژهٔ سست به ویژگی یا حالتی اشاره دارد که در آن استحکام، پایداری، قدرت یا ارادهٔ کافی وجود ندارد. این کلمه هم برای اشیاء مادی (مانند دیوار سست) و هم برای ویژگیهای انسانی (مانند اراده یا بدن سست) به کار میرود.
یعنی چه
در بیان سادهتر، سست یعنی وارفته و کمطاقت؛ چیزی که با کمترین فشار یا محرکی دچار فروپاشی، تزلزل یا بیحالی میشود و استحکام ساختاری یا روانی ندارد.
مترادف
این واژهها در بافتهای مختلف میتوانند به جای سست استفاده شوند، چه در معنای فیزیکی (مانند شل و نااستوار) و چه در معنای رفتاری (مانند کاهل و تنبل).
متضاد
کلماتی که بر پایداری، ثبات، قدرت بالا و مقاومت در برابر فشار دلالت دارند، متضادهای اصلی واژهٔ سست به شمار میروند.
هم خانواده
از آنجا که سست یک واژهٔ اصیل فارسی است، همخانوادههای آن به صورت واژگان مشتق و مرکب ساخته میشوند و مانند کلمات عربی ریشهٔ ثلاثی مجرد ندارند.
ریشه
این واژه از شکل کهن «سوست» (sōst) در زبان فارسی میانه (پهلوی) به یادگار مانده است که در آن دوران نیز به معانی ملایم، سبک، نرم و کمانرژی به کار میرفته است.
جمله سازی
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژهٔ «سست» دقیقاً یک پاسخ ۳ حرفی است. بسته به طراح جدول، کلماتی مثل «شل» یا «واهی» نیز ممکن است به عنوان معادلهای آن مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به این که سست در چه زمینهای (فیزیکی، اراده، یا ساختاری) به کار رفته باشد، صفتهای متنوعی برای ترجمهٔ آن وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل سست
واژهٔ «سست» یکی از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در دوران فارسی میانه دارد. این کلمه در اصل بر عدم پایداری، کمبود نیرو و نبود استحکام دلالت میکند. قلمرو معنایی آن بسیار گسترده است؛ به طوری که در دنیای مادی برای توصیف بناها یا اشیاء شل و بدون پایداری (مانند خانهٔ عنکبوت که در فرهنگ اسلامی نماد سستپایهترین پناهگاههاست) و در دنیای انسانی برای توصیف ضعفهای جسمانی، تنبلی و کمارادگی به کار میرود.
در ادبیات فارسی، سست جلوهای از بیثباتی روحی یا ناتوانی تن در برابر نایب روزگار است. شناخت ابعاد معنایی این واژه به ما کمک میکند تا تفاوت ظریف آن را با کلماتی چون «ضعیف» یا «ناتوان» درک کنیم؛ چرا که سست بیش از آنکه صرفاً به کمبود قدرت اشاره داشته باشد، بر وارفته بودن، عدم انسجام و پایداری ساختار تأکید میکند.