یعنی چه
این واژه دو کاربرد کاملاً متفاوت دارد: در اصطلاح فلسفه و منطق، به اعتبار یا ویژگیای گفته میشود که مربوط به خودِ اصلِ عنوانِ تقسیمشونده (مِقْسَم) است، پیش از آنکه به بخشهای مختلف خرد شود (مانند لا بشرط مقسمی). در اصطلاح بنایان و معماری قدیم نیز به معنای نازک کردن یک طرف دو آجر برای ایجاد زاویه و نبش (فارسی بریدن) بهکار میرود.
تلفظ
این کلمه در کاربرد منطقی و فلسفی به صورت مِقْسَمَی (meqsamī) و در کاربرد سنتی و بنایی به صورت مُقَسَّمی (moqassamī) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح بسته به طراح جدول میتواند خودِ واژه «مقسمی» یا معادلهای آن نظیر «فارسی» (در معماری) باشد.
به انگلیسی
در متون تخصصی فلسفی و منطقی انگلیسی، برای توصیف این مفهوم از واژگانی استفاده میشود که دلالت بر اصل و مبدأ یک بخشبندی دارند.
به عربی
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و در عبارات فلسفی جهان اسلام عیناً به صورت مِقْسَمي بهکار میرود.
به فارسی
برابرنهادههای فارسی این واژه در منطق شامل «اصل و مبدأ تقسیم» یا «جامع» است و در حرفهٔ بنایی قدیمی به آن «فارسی» یا «مورب» میگویند.
در قرآن
خود واژه «مقسمی» در قرآن کریم نیامده است، اما ریشه ثلاثی مجرد آن (ق س م) به فراوانی یافت میشود؛ از جمله واژه «المُقَسِّمَاتِ» در آیه ۴ سوره ذاریات به معنی فرشتگان تقسیمکننده امور، و واژه «مَقْسُومٌ» در آیه ۴۴ سوره حجر به معنی سهم و بخش معین.
نماد چیست
برای واژه مقسمی نماد تصویری یا عرفانی مجزایی ثبت نشده است؛ با این حال، ریشه لغوی آن در ادبیات دینی و فرهنگ عامه با مفاهیمی چون تقدیر، سهمبندی ازلی و تقسیم رزق و روزی پیوند دارد.
جمعبندی و توضیح کامل مقسمی
واژه مقسمی اصطلاحی با دو هویت کاملاً مجزا در زبان فارسی است. از یک سو در فضای تخصصی فلسفه و منطق (به صیغه مِقْسَمَی) به معنای ویژگی یا اعتباری است که به اصلِ عنوانِ تقسیمشونده، پیش از ورود به اقسام، تعلق میگیرد؛ مانند بحث معروف «لا بشرط مقسمی» که بر ماهیت مطلق دلالت دارد. از سوی دیگر، در اصطلاحات معماری سنتی و بنایی ایرانی (به صیغه مُقَسَّمی)، به اسلوب خاصی از تراش دادن لبههای آجر اشاره میکند که امکان اتصال زاویهدار و زیبای نبشها را فراهم میساخته و اصطلاحاً به آن فارسیبریدن نیز میگفتند.
این واژه از ریشه عربی «ق س م» به معنای بخش کردن و توزیع کردن مشتق شده و با الحاق یای نسبت فارسی ساختاری صفتگونه یافته است. اگرچه خود واژه در متون عمومی یا قرآن مجید دیده نمیشود، ریشه آن در فرهنگ اسلامی همواره یادآور مفاهیمی چون سهم، بخشبندی امور و تقدیر روزی است.