یعنی چه
این واژه در دو معنا کاربرد دارد: نخست به عنوان قید حالتی به معنی «به ناچار، از روی اکراه و بدون اختیار» (که هممعنی بالاجبار است)؛ و دوم ترکیبی عربی به معنی «به وسیله یا با نام خداوند جبار و مقتدر».
تلفظ
در معنای قیدی و رایج فارسی به صورت «بِلْاِجْبار» (bil-ejbār) یا «بِالْاِجْبار» تلفظ میشود. در ترکیب دینی عربی به صورت «بِالْجَبّار» (bil-jabbār) خوانده میشود.
در جدول
پاسخ مدنظر در جدول کلمات متقاطع برای این واژه ۷ حرفی، خود کلمهٔ «بالجبار» یا معادلهایی چون «بالاجبار» و «اجباراً» است.
به انگلیسی
برای معنای قیدی واژگانی چون Forcibly و Compulsorily به کار میروند و برای اشاره به نام الهی از واژهٔ The Compeller استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای بیان مفهوم ناگزیری از قسراً یا إجباراً استفاده میشود و خود واژه در اصل ترکیبی از پیشوند و واژهٔ الجبّار است.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی این واژه شامل عباراتی چون «به ناچار»، «ناگزیر»، «خواهینخواهی»، «بهزور» و «از روی اکراه» است.
نماد چیست
به عنوان یک قید حالتی نماد مادی خاصی ندارد، اما در وجه دینی و عرفانی، واژهٔ جبار نماد قدرت مطلق، تسلط الهی، شکستناپذیری و همچنین ترمیمکننده و رفعکننده ضعف انسان است.
جمعبندی و توضیح کامل بالجبار
واژهٔ «بالجبار» در زبان و ادبیات فارسی با دو رویکرد متفاوت بررسی میشود. در کاربرد عامیانه و حل جدول، این کلمه معمولاً به عنوان شکل دگرگونشده یا هممعنی واژهٔ «بالاجبار» به کار میرود که به معنای انجام دادن کاری از روی اکراه، ناگزیری و بدون اختیار کامل است.
از سوی دیگر، در متون مذهبی و ریشهشناسی عربی، این واژه ترکیبی از حرف جر «بـ» و اسم الهی «الجبّار» است. در این ساحت، معنای آن «به وسیله یا با قدرت خداوند جبار» متبادر میشود؛ خدایی که در عین مقتدر و مسلط بودن، ترمیمکننده و جبرانکنندهٔ دلهای شکسته و ضعفهای بندگان است.
ریشهٔ سه حرفی این کلمه (ج-ب-ر) مفاهیمی چون ترمیم کردن، وادار کردن و نیرو بخشیدن را در خود دارد. آگاهی از این دوگانگی معنایی به درک بهتر متون کلاسیک و مذهبی و همچنین پاسخگویی دقیق به سؤالات جدول کلمات کمک شایانی میکند.