یعنی چه
خرساء در اصل مؤنث کلمه «أخرس» به معنای زن لال و ناتوان از گفتار است. در کاربردهای ادبی و ثانویه، به پدیدههایی که کاملاً خاموش، بیصدا، سنگین و باوقار باشند نیز خرساء میگویند؛ مانند سپاهی بزرگ که صدای سلاحهایش شنیده نمیشود یا ابر بارانزای بدون رعد و برق.
تلفظ
این کلمه با فتح خاء، سكون راء و مدّ الف در پایان تلفظ میشود: [خَرْساء / xarsā].
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه خرساء به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای پرسشهایی چون «زن لال»، «سپاه بیصدا و باوقار»، «افعی بیصدا» یا «ابر بارانزای بیرعد» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای رساندن دقیق معنای مؤنث آن از ترکیب Dumb woman استفاده میشود و کلمات Mute یا Speechless معنای عمومی صامت و بیصدا را میرسانند.
به عربی
از آنجا که خود واژه اصالتاً عربی است، مترادفات آن در زبان مبدأ شامل بَکماء (مؤنث ابکم) و صامتة میشود.
به فارسی
معادلهای مستقیم فارسی این کلمه عبارتند از زن لال، گنگ و بیزبان. در متون منظوم و منثور کهن فارسی، این کلمه بیشتر در همان معنای لغوی عربی یا به صورت استعاری به کار رفته است.
در قرآن
عین لفظ «خرساء» در متن قرآن کریم به کار نرفته است. با این حال، مفاهیم همارز آن مانند «أبکم» (لال) در آیاتی نظیر آیه ۷۶ سوره نحل آمده و در واژهشناسی قرآنی و تفاسیر، کلمه «خُرس» (جمع أخرس و خرساء) به عنوان مترادف برای تبیین حالات منکران حقیقت ذکر میشود.
جمعبندی و توضیح کامل خرساء
واژه «خَرساء» یک صفت اصالتاً عربی (مؤنث أخرس) از ریشه «خ-ر-س» است که به معنای بستگی زبان و ناتوانی جنس مؤنث از سخن گفتن است. این کلمه پس از ورود به زبان و ادبیات فارسی، علاوه بر معنای حقیقی «زن لال و گنگ»، کاربردهای کنایی و استعاری ظریفی پیدا کرد.
در فرهنگهای لغت کهن، تعابیری همچون «کتیبه خرساء» برای توصیف سپاهی انبوه و باشکوه که صدای اسلحه مأمورانش شنیده نمیشود، و «سحابه خرساء» برای ابرهای پرباران ولی بیصدا و رعد به کار رفته است. همچنین در ادبیات به عنوان نمادی از بلای ناگهانی، افعی بیصدا یا وقار و سنگینی شناخته میشود.